اين زبان در زادگاه خود پرورش يافت . سخنوران و اديبان نام آن را درى و فارسى نهادند ، مانند حكيم ابو القاسم فردوسى كه چنين سروده است :
بفرمود تا پارسى و درى * بگفتند و كوتاه شد داورى
فردوسى ، درى و فارسى را مرادف هم آورده است ، فارسى درى ، ابتدا در مشرق و شمال شرقى ايران رايج بود . آثار موجود از سخنوران و نويسندگان ، شاهدى براى مدّعاست . قديمىترين آثارى كه از فارسى درى باقى مانده ، عبارتند از : كلمات و عبارات كوتاه و بعضى از مصرعها و بيتهايى كه در كتابهاى تاريخ عربى و فارسى از ميانهء قرن چهارم هجرى به بعد به ثبت رسيده است . در كتاب فضائل بلخ نقل شده است : « زبان بهشتيان فارسى درى است » . « 1 »
اسامى روستاها و بلوكات بلخ
بلخ باستان سرزمين پهناورى بوده كه صدها روستا و بلوك را در بر مىگرفته است .
اسامى روستاها و بلوكاتى كه در اين فهرست ذكر مىشود ، نمونهاى از صدها اسمى است كه در تذكرهها ، كتب انساب و كتابهاى تاريخى و جغرافيا آمده است ؛ لذا به همين مقدار بسنده مىگردد .
* آبسنه ، دهكدهاى از نواحى بلخ است . « 2 »
آدينه مسجد ، روستايى در 24 كيلومترى شمال غرب وزيرآباد بلخ است . « 3 »
آرهن ، يكى از شهرهاى تخارستان از نواحى بلخ بشمار مىرود . « 4 »
آقا رباط ، آخرين محل بين بلخ و كابل است . « 5 »
آقسرا ، روستايى است كه در مسير طالقان به اندراب واقع شده است . « 6 »
هامش
( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 17 .
( 2 ) - منتقلة الطالبية ، ص 44 .
( 3 ) - مجله آريانا ، 29 ، ش 3 ، ص 78 .
( 4 ) - الانساب سمعانى ، ج 1 ، ص 74 ، چاپ جديد ، ص 62 .
( 5 ) - تذكره جغرافياى تاريخى ايران ، ص 70 .
( 6 ) - همان .