دولتشاه وى را به نام شريفى تعريف كرده و حال آنكه شريفى بلخى شخصى ديگرى است و اين امكان نيز موجود است كه صاحب در ابياتش شريفى تخلص مىكرده است . مولانا صاحب بلخى ، در ادبيات فارسى مطالب ارزنده و قابل توجهى دارد و در علم موسيقى و طب كامل و نادر بود . وى اشعارى سروده است كه دلالت بر فضل او دارد . گويند : جوكى ميرزا در مجلس خود كسى را غير او راه نمىداد .
مولانا صاحب در ناحيهء بلخ ديده از جهان فروبست . تاريخ تولد يا وفات او معلوم نيست . « 1 »
مؤلّف كتاب بدائع الوقائع مولانا صاحب بلخى را رطب اللسان ناميده است . « 2 »
اين ابيات از اوست :
همچو صبح از مهر رويت مىزدم دمهاى سرد * تا رسم روزى به كويت دل بسى شبگير كرد
* * *
ز قامت تو به عالم قيامتى برخاست * قيامت است قدت گر بود قيامت راست
* * *
تويى كان نمك ما شور بختان خدا * اين داد ما را و تو را آن
[ 278 ] صاحب بن سلم بن قتيبه بلخى
ابو محمّد صاحب بن سلم بن قتيبه بلخى مردى فقيه ، زاهد ، با ورع و با تقوا بود . او بلخ را به قصد سمرقند ترك گفت و در اين شهر كرسى تدريس نهاد و رواياتش را از طريق
هامش
( 1 ) - تذكرهء دولتشاه سمرقندى ، صص 510 - 511 ؛ تذكرهء مرآة الخيال ، ص 70 ؛ تذكرهء روز روشن ، ص 421 ؛ الذريعة ، ج 9 ، ب 2 ، ص 524 .
( 2 ) - بدائع الوقائع ، ج 1 ، ص 139 .