تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ علماى بلخ ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
مىنوشت و از جمله خطاطان عصر خود بشمار مىرفت و به دليل همين ذوقيات و كارهاى هنرى بود كه بين سالهاى 1006 تا 1017 هجرى را در خدمت امام قلى خان سپرى كرد و از نديمان او گشت ؛ ولى ديرى نپاييد كه باد حوادث به بستان زندگىاش وزيد و در جوانى بدنبال يك بيمارى صعب العلاج در سال 1039 ه . ق . به ملاقات معبودش شتافت . اين ابيات ازوست : « 1 »
يك لخته‌جگر دارم و صد آبله در وى * اين مهر بر انگشت هنرمند كه باشد صنف مگسان فاتحه خوانند به شكّر * پيداست كه بسيار شكرخند كه باشد
* * *
چه آب خضر و چه باد مسيح هر دو يكى است * دواست مرگ اگر درد انتظار اين است

[ 264 ] شريف عقيلى

شريف بن حمزه عقيلى از فرزندان سرزمين ادب‌پرور بلخ بود . وى شخصى بزرگ و جامع علوم حال و قال و نيز استاد عارف بزرگ خراسان خواجه عبد اللّه انصارى بشمار مىرفت . خواجه عبد اللّه انصارى دربارهء او گفته است كه پدرم سالها بود كه به عقيلى استادم ارادتى خاص داشت و در بلخ خدمت او بود و او تولد مرا در هرات به پدرم بشارت داد . پدرم گفت من آن تاريخ را يادداشت كردم . زمانى كه به هرات مراجعه كردم ، تاريخ تولد تو همان بود كه شيخ در بلخ خبر داده بود . شريف عقيلى كراماتى نيز داشته است . « 2 »
هامش
( 1 ) - دايرةالمعارف آريانا ، ج 3 ، ص 544 . ( 2 ) - طبقات صوفيه هروى ، ص 157 .