در كتاب رياض الشعراء و مآثر بلخ او را صاحب بلخى معروف به شريف ذكر كردهاند و اين احتمال وجود دارد كه نام او صاحب و تخلصش شريف و يا شريفى بوده باشد و اين تخلص در غزلياتش مشهود است . اين ابيات از اوست : « 1 »
بسكه سيل غمت از ديده دمادم گذرد * روز هجر تو مرا چون شب ماتم گذرد
مرهم ريش دلم را ز خدنگ مژه ساز * پيش از آن دم كه مرا كار ز مرهم گذرد
لاله رويد ز زمينى كه بر آنجا گذرى * بسكه خون دلم از ديدهء پرنم گذرد
آنكه در عالم سرمستى و رندى جا كرد * جاى آن است كه آن از همه عالم گذرد
مكن اندوه شريفى ز غم و غصهء دهر * روزگاريست كه بىغم نفسى كم گذرد
* * *
وصل يار ما ز عمر جاودانى خوشتر است * لعل جان بخشش ز آب زندگانى خوشتر است
زلف او را چون سر فتنه است در دور قمر * با رخ او عشق ورزيدن نهانى خوشتر است
گرچه پيغام نسيم صبح با ياران نكوست * درد دل با دلبران گفتن زبانى خوشتر است
در تعلق هر رگ جان را به دو انسى بود * پاكبازان را به دلبر ميل جانى خوشتر است
عافيت كافى است باقى جمله اينها دردسر * اى شريفى گر تو اينها را ندانى خوشتر است
[ 263 ] شريف شبرغانى
مولانا شريف شبرغانى در روستاى اشرف از حوالى شبرغان پا به عرصه وجود نهاد .
اجداد او اهل فضل و كمال بودند . وى در زادگاهش مشغول تحصيل علوم عقلى و نقلى شد و در كوتاه مدت علوم متداول از جمله ادبيات را خوب آموخت و در اين رشته صاحبنظر شد . علاوه بر آن ، از ذوق و قريحهء شعرى برخوردار بود و خط را نيز نيكو
هامش
( 1 ) - تذكرهء مرآة الخيال ، ص 70 .