در محافل او شركت كرده ، از سخنانش بهره مىبردند . « 1 »
قاضى حسين محمودى در اقصى نقاط جهان اسلام شهرت داشت . علما و بزرگان او را به صفات نيك مىشناختند . وى در نظم و نثر ، معانى ، بيان ، بديع ، استعاره و مجاز از استادان معروف بود . مردم بلخ خاندان او را ملوك الكلام مىگفتند . « 2 »
ابو القاسم سمرقندى مىگويد : بااينكه اهالى بلخ غالبا به فصاحت و بلاغت مشهورند ، ولى قاضى حسين محمودى افصح الفصحاى بلخ بشمار مىرفت . فصحا و بلغاى بلخ غالبا از اين خاندان بودهاند . « 3 »
قاضى حسين محمودى در سال 506 ه . ق . به رحمت ايزدى پيوست و در دروازهء نوبهار در جنب ديوار محمودى به خاك سپرده شد . در كتاب فضائل بلخ آمده است كه قاضى حسين و قاضى حسن ، هر دو در سال 506 ه . ق . وفات كرده و در مقبرهء خانوادگى محموديان دفن شدهاند . آن مقبرهء خانوادگى در بيرون دروازهء نوبهار بوده است . « 4 »
[ 173 ] حسين بن معزّ بلخى
شيخ حسين بن معزّ بلخى ، از جمله عالمان و عارفان بلخ بود . او علم حال و قال را در خدمت عموى دانشمند و عارفش - شيخ مظفّر بلخى - فراگرفت . برخى ديگر او را شاگرد شرف الدّين يحيى منير مىدانند . بههرحال او بىترديد شاگرد عمويش مظفر بلخى بوده است .
وى دربارهء زندگى خود چنين مىگويد : من در اوايل جوانى و ابتداى تحصيل در باديهء عصيان و خذلان چون قوم بنى اسرائيل حيران و سرگردان بودم ، در اين وقت به خدمت
هامش
( 1 ) - فضائل بلخ ، ص 343 .
( 2 ) - فضائل بلخ ، ص 344 .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - همان ، ص 345 ؛ و نيز ر . ك : تاريخ مدفونين بلخ ( خطى ) ؛ مزارات بلخ ( خطى ) ؛ الجواهر المضيئه ، ج 2 ، ص 252 .