و بهايى و الا برخوردار بود . عربها به اين سرودهها فهلويّات مىگفتند . « 1 »
اوستا ، كتاب زرتشتيان ، در شهر بلخ بر روى 12 هزار پوست گاو با آب طلا نوشته شد . اين كتاب حاوى علوم مختلف مانند فلسفه ، اخلاق ، علوم اجتماعى ، علوم سياسى ، مديريت ، ادبيات ، طب و نجوم بوده اگرچه متجاوزان رومى در نابودى آن سعى كردند ، ولى آن كتاب و دستورهاى آن چون ريشه اجتماعى داشت تا ظهور اسلام در ميان مردم رواج داشت . « 2 »
شهرهاى مرو و بلخ در عهد ساسانيان مركز علم و دانش محسوب مىشد و اين مردم سهم خود را نسبت به اشاعهء فرهنگ ايران زمين به نيكى ادا كردهاند . بلخ باستان رياضىدانان و منجّمان نامدارى داشته است و كتب آنها و ديگران را دانشمندان اسلامى مانند ابن اثير ، طبرى و ابن مقفّع از پهلوى به عربى ترجمه كردهاند .
ابن نديم مىگويد : كتب فلسفى مردم بلخ ، خداىنامه ، آئيننامه و تاجنامه بوده است . « 3 »
در اواخر عهد ساسانى ، ادب و فلسفه زيربناى فكرى مردم بلخ بوده است . در آن روزگار ، دو فكر فلسفى وجود داشت . اوّل ، فكر فلسفى بلخى كه بنياد آن بر فلسفهء پهلوى استوار شده بود و در عصر فلاسفهء اسلامى از آن به عنوان فلسفة الفهلوية ياد كردهاند .
دوم ، فكر فلسفى يونانى بوده است كه فلسفة اليونانية ناميده مىشد . وجود چهار هزار رئيس روحانى تحصيل كرده در نوبهار ، خود دليل روشنى براى اثبات اين مدّعا مىباشد . « 4 »
بلخ از لحاظ اقتصادى و كشاورزى به حدّى رسيده بود كه باب تجارت را بر روى كشورهايى چون هند و چين گشود . عربها به اين سرزمين آباد و بارونق اقتصادى بلخ الحسنا مىگفتند . « 5 » بلخ تاريخ 7 هزارساله در باب كشاورزى دارد و اين خود گواهى بر
هامش
( 1 ) - تمدّن و فرهنگ ايران ، ص 151 .
( 2 ) - 0 ثار الباقية ، ص 299 .
( 3 ) - تمدّن و فرهنگى ايران ، ص 127 .
( 4 ) - تاريخ مردم ايران قبل از اسلام ، ص 526 .
( 5 ) - ايرانشهر ، ص 176 .