او را هجو كرد .
مدح خالد برمكى
خاندان آل برمك به سخاوتمند معروف بودند : بشّار خالد برمكى را به اين صفت ستوده است .
حذا خالد فى فعله حذ و برمك * فمجد له مستطرف و أصيل
و كان ذوو الآمال يدعون قبله * بلفظ على الإعدام فيه دليل
يسمّون باسؤال فى كلّ موطن * و إن كان فيهم نابه و جليل
فسّماهم الزّوار سترا عليهم * فأستاره فى المجتدين سدول
بشّار بن برد قصيدهاى در مدح خالد بن برمك سرود و آن را در حضور خالد به مدت يك ساعت خواند خالد به هر بيت آن هزار درهم داد آن ابيات اين است :
أظلّت علينا منك يوما سحابة * أضاءت لنا برقا و أبطا رشاشها
فلا عيمها يجلى فييأس طامع * و لا غيثها يأتى فيروى عطّاشها
حكم قتل بشّار
بشّار در حضور يونس نحوى ، يعقوب بن داود را هجو كرد يونس اين خبر را به يعقوب بن داود رسانيد . يعقوب به حضور مهدى خليفه عباسى رفت و گفت : يا امير المؤمنين آن مرد كور ملحد كافر شما را هجو كرده است . مهدى گفت : مرا چگونه هجو كرده است ؟
يعقوب گفت : قربانت شوم ، زبانم ياراى گفتن آن را ندارد ، مهدى گفت : بگو گفت : يا امير المؤمنين اگر مرا به خواندن آن ابيات و گردن زدن مخيّر سازى من گردن زدن را ترجيح مىدهم مهدى عباسى او را قسم داد و گفت : بگو در امانى ، يعقوب گفت : من ابيات را نوشته به شما مىدهم ، خليفهء ستمگر عباسى گفت : بنويس . او نوشت :
خليفه يزنى بعمّاته * يلعب بالدّبوق و الصولجان
أبد لنا اللّه به غيره * و دس موسى فى حر الخيزران