مشهد مقدس در اواخر قرن دهم هجرى است . از شرح حال او اطلاع چندانى در دست نيست . فقط همين مقدار كه او « در صلاح و تقوى و عبادت درجه عالى داشت و هميشه در بالاى سر ضريح امام رضا عليه السّلام به نماز و اطاعت و تلاوت » مشغول بود ، به همين دليل به ميربالاسر شهرت داشت . در سال 998 ق ، كه عبد المؤمن خان ازبك شهر مشهد را تسخير كرد و قتل و غارت وحشتناكى در اين شهر به راه انداخت ؛ مير محمد حسين برطبق عادت خويش در بالاى سر ضريح مشغول عبادت بود كه « يكى از اوزبكان دست در كمر او زده بيرون مىكشيد ، مير بىچاره از هول جان دست بر پنجره ضريح زده محكم گرفت . اوزبك ديگر شمشيرى انداخته قطع يد او نمود و دستش در مجمر ( ضريح ) بماند . او را بيرون كشيده پاره پاره كردند » 1 ملا منجم ، مؤلف تاريخ عباسى اين واقعه را در سال 997 ق ذكر كرده است . 2
شرح
( 1 ) - اسكندر بيگ منشى : تاريخ عالمآراى عباسى 2 / 643
( 2 ) - ملا جلال الدّين منجم : تاريخ عباسى / 69 اسماعيل رضايى
مير عبد الكريم - متولى - عبد الكريم