تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 266

مساهمون:

ص٢٦٦
يك‌كلام عاشق مردم بود . سبزىفروشى مىگويد : ابتدا كه دكتر در محله سرشور مطب باز كرده بود و من هنوز ايشان را نمىشناختم هر روز قبل از رفتن به مطب نزد من مىآمد و قيمت سبزىها را يادداشت مىكرد اما خريد نمىكرد پس از چند روز حوصله‌ام سر رفت و با كمى پرخاش به او گفتم : مگر تو بازرسى كه هر روز مىآيى و وقت مرا مىگيرى ؟ وى گفت خير من دكتر شيخ هستم و قيمت سبزيجات را براى آن مىپرسم تا ارزانترين را براى بيماران خود تجويز كنم . از دكتر خديوجم نقل است : روزى در مطب دكتر بودم و او براى بيمارانش آب پاچه تجويز مىكرد . از ايشان پرسيدم چرا به جاى سوپ جوجه آب پاچه تجويز مىكنيد ؟ ايشان گفتند چون براى جبران ضعف بدن بيمار مانند سوپ جوجه مؤثر است و مهمتر آنكه پاچه گوسفند ارزان است . روزى در اواخر عمر كه دكتر در بستر بيمارى بود و همان‌جا هم بيمار مىديد يكى از فرزندان وى به ايشان پيشنهاد كرد حداقل ويزيت را 5 تومان كنيد . دكتر در جواب گفت : عزيزم من يا ديوانه‌ام يا پيغمبرم ، اگر ديوانه‌ام با ديوانه كارى نمىتوانيد بكنيد و اگر پيغمبرم بىخود مىكنيد به پيغمبر خدا دستور مىدهيد . روزى مردى از دكتر سؤال مىكند : شما چرا با اين سن و خستگى ناشى از كار از موتورسيكلت استفاده مىكنيد ؟ دكتر در جواب گفت : منزل مريض‌هايى كه من به عيادتشان مىروم آن‌قدر پيچ در پيچ است و كوچه‌هاى تنگ دارد كه هيچ ماشينى از آن نمىتواند عبور كند بنابراين مجبورم با موتور به عيادتشان بروم . در سال 1352 ه . ش دكتر به علت بيمارى سخت بسترى گرديد و مردم به طور خودجوش براى وى مراسم دعا بر پا نمودند . دكتر شيخ در سال 1355 ه . ش پس از چند سال بيمارى به ديار حق شتافت . و پس از فوت ايشان مراسم تشييع بسيار باشكوهى براى وى به عمل آوردند كه تا آن زمان شهر مشهد چنين مراسمى به خود نديده بود .