كفاش اگر بر سر هر بخيه كفش * صد بار به چشم تو خورد نيش درفش
بهتر كه به نزد ناكسى چرخ كبود * سازد ز طمع روى سفيد تو بنفش
با آنكه كفاش فرنگىدوز بود ، ولى كارش رونقى نداشت و عمرش به قناعت سپرى شد . و اين را مىتوان از اشعارى كه سرود به دست آورد :
خداى خانهات ، اى نسيهبر ، خراب كند * كه شد خراب مرا خانه از تو خانهخراب « 1 »
مىگويند در دوره تشكيل نظام جديد ، به سربازخانه رفت و هشت سال مدام در آنجا كفشدوزى سربازان را انجام داد . وى يك سفر به سبزوار كرد و براى بيتوته سر قبر حاجى ملا هادى سبزوارى متخلص به اسرار رفت . در آنجا علاقهمند شد به ديدار ضياء الحق نوه مرحوم ملا هادى برود ، ضياء الحق به خادمان دستور داد تا او را راهنمايى كنند ، كفاش اين رباعى را نزد وى فرستاد :
در زير هماى چرخ تخم لقّم * در جمع رسيدگان عالم كغم
با اين تن خسته و لباس ناشور * كى لايق ديدار ضياءالحقّم
ضياء الحق دستور داد تا يك دست لباس نو برايش ببرند تا بعد از استحمام آن را بپوشد و نزدش برود . ملازمت ضياء الحق يك سال به طول كشيد و وى دوباره به مشهد بازگشت . كسانى كه كفاش را ديدهاند ، مىگويند وى مردى فقير و كثيف بود و چون خانهاى نداشت در كاروانسراها بسر مىبرد .
كفاش در سال 1314 ه . ش در مشهد فوت كرد . معروف است كه در شب درگذشت خود به پسرش گفت :
امشب مواظب باش تا پاى مرا به طرف قبله بگردانى . شهرت كفاش بيشتر به خاطر سرودن قصيدهاى در خرابى اوضاع داخلى آستان قدس با رديف « يا امام رضا » است . « 2 » از آثار ديگر وى مىتوان به دو منظومه مخمس « دعانامه » و « نفريننامه » اشاره كرد . « 3 » اين قطعه از قصيده معروف « يا امام
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - اثرآفرينان 5 / 42 .