چند باشم ، چند باشم ، چند چند * چون شكر در آب و در آتش سپند
اى كه مشهورى به صيادى بگو * ناله عاشق رساتر يا كمند « 1 »
دل ديوانهام دارد سر پيمانه آرايى * كه مى بسيار رنگين مىكند ديوانه آرايى
به فكر كار و سامان است هركس را كه مىبينم * مرا مهمان پسند افتاده است از خانهآرايى « 2 »
رسول سعيدىزاده
( 100 ) كامى سبزوارى ( ح 975 - 1014 ه . ق )
كامى سبزوارى فرزند خواجه يحيى شاعر و سخنور نيمه دوم قرن دهم و اوايل قرن يازدهم هجرى . وى در حدود 975 ه . ق در سبزوار متولد شد ، پدرش از محله ميدان شهر سبزوار بود و به شغل بقالى اشتغال داشت . هنگام استيلاى ازبكان بر خراسان پدرش به هندوستان رفت . « 3 » مولانا كامى كه در آن زمان دوازده سال داشت ، در نزد يكى از اقوام خود بسر برد تا اينكه به سن رشد رسيد . در سبزوار شعر و ادب آموخت و به توانايىهاى خاص شعرى دستيافت . وى با شاعران همعصر خود چون « مولانا كمالى خياط » - متوفى 1020 ه . ق ، - « شهودى » - زنده در 1000 ه . ق - و « مير مقصود كله » به مشاعره مىپرداخت . « 4 » مدتى در سبزوار ماند تا اينكه در سال 993 ه . ق به سيستان رفت و در ضمن تربيت « ملك محمود خان » والى سيستان قرار گرفت .
بعد از دو سال ( سال 995 ه . ق ) براى ديدار پدرش به هندوستان سفر كرد و در نزد « احسان خان عاليشان ميرزا عبد الرحيم خان خانان » شعر آموخت . « 5 » به سبب رنجشى كه از سوى خان خانان به او شد ، هندوستان را به قصد خراسان ترك گفت و مردم مقدم او را گرامى
هامش
( 1 ) - محمد على مصباحى نائينى : پيشين 3 / 209 .
( 2 ) - ولى قلى شاملو : پيشين 2 / 108 - 109 .
( 3 ) - احمد گلچين معانى : كاروان هند 2 / 1152 .
( 4 ) - همان 2 / 1153 .
( 5 ) - همان 2 / 1153 .