گذاشته شد . « 1 » ديوان اشعار قصاب كاشانى به همت حسين پرتو بيضايى در سال 1338 ه . ش در تهران به چاپ رسيد . قصاب كاشانى در آخر عمرش مقيم مشهد مقدس شد و از سرودن شعر دست كشيد و در كهنسالى در آنجا فوت كرد . « 2 » مرگ وى را قبل از سال 1164 ه . ق ذكر كردند . « 3 »
از اوست :
ز سنبل بند بر دل مىگذارد موى اين صحرا * دماغ جان پريشان مىشود از بوى اين صحرا
كدامين شكرين لبگرد بارانداز اين وادى * كه مىجوشد به جاى آب شير از جوى اين صحرا
به هر سو مىكند تا چشم كار افتاده فرش گل * چو شبنم مىتوان ماليد روبروى اين صحرا
گلستان را به بلبل بخش و شيرين را به خسرو ده * برو دنبال مجنون گير و رو كن سوى اين صحرا
ز بس مانده است باز از هر طرف چشم تماشايى * به جاى سبزه مژگان مىچرد آهوى اين صحرا
جنون را پيشه كن قصاب و غم را تيشه بر پا زن * كه عشرت مىتوانى كرد در پهلوى اين صحرا « 4 »
رسول سعيدىزاده
( 97 ) قمى - سديد ( قرن 11 ه . ق )
سديد قمى فرزند حكيم ركن الدّين قمى طبيب و شاعر صاحب ديوان . وى در قرن يازده هجرى مىزيست . « 5 » پدرش نيز شاعر و صاحب كتاب « نجم اللئالى » در طب است كه در قم درگذشت . سديد قمى مانند پدرش از اطباى دربار شاهان صفوى بود و تا سال 1083 ه . ق كه آغاز تأليف تذكره نصرآبادى است زنده بود . « 6 »
بنا به گفته خودش آرزو داشته است در مشهد مقدس مدفون گردد .
هامش
( 1 ) - همان .
( 2 ) - همان / 221 ؛ آقابزرگ تهرانى : پيشين 9 / 451 .
( 3 ) - عبد الرفيع حقيقت : پيشين / 460 .
( 4 ) - ابو نصر شيبانى كاشانى : قصاب كاشانى ، ارمغان ، شماره 3 ، سال 18 ، ص 220 - 221 .
( 5 ) - ع - خيامپور : فرهنگ سخنوران / 263 .
( 6 ) - محمد طاهر نصرآبادى : تذكره نصرآبادى / 50 .