جدش « محمد جان قدسى » بود . « 1 » در سالهاى اخير در مجالس و كنگرههاى ادبى و شعرخوانى شركت مىكرد . « 2 »
قدسى شاعرى خوشذوق و توانا بود . مضامين شعرى را نيكو و شيرين ادا مىكرد و به شعر كلاسيك علاقهمند بود .
در طول عمرش به آزمودن شيوههاى ديگر دست نزد ، از بين قالبهاى شعرى به غزل و از ميان سبكها بيشتر به هندى تمايل داشت . اشعار اجتماعى را استادانه مىسرود . « 3 » در بسيارى از اشعارش ، جوانان را خطاب قرار مىداد و روح اميدوارى در آنان مىدميد . و به مناسبتهاى گوناگون بالبداهه شعر در قالب رباعى مىگفت . در سرودن مادّه تاريخ استاد بود . او اشعار فارسى و عربى بسيارى از حفظ بود ، اما هيچوقت شعرهاى خود را به حافظه نمىسپرد . « 4 »
قدسى شاعرى آزاده و متدين و عارفى وارسته و دلآگاه ، خونگرم و زودجوش و خوشمحضر و شجاع بود . مناعت طبع و استغناى بسيار و دستى گشاده داشت . در دوستى يكروى و يكرنگ بود . اگر كسى حاجتى داشت در حد توانايى در برآوردن آن مىكوشيد و مىگفت در اينگونه موارد بايد از آبروى خود مايه گذاشت . منصف بود و انتقاد را قبول مىكرد اما در دو سال آخر عمرش به سبب پارهاى تألّمات ، بسيار حساس و زودرنج شده بود و كوچكترين ايراد را بر شعر خود نمىپذيرفت . « 5 »
آثار و نوشتههاى قدسى در دستبردهاى مكرر ساواك به منزلش از بين رفت . « 6 » خودش مىگفت كه در زندان اوين دفترى ساختم ولى زندانبانان با نيرنگ و فريب آن را از من گرفتند و ديگر باز پس ندادند . مثنوى
هامش
( 1 ) - غلامرضا قدسى : پيشين / 40 ، مريم آقا شيخ محمد : پيشين / 193 .
( 2 ) - غلامرضا قدسى : پيشين / 43 .
( 3 ) - مريمآقا شيخ محمد : پيشين / 193 ؛ على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 450 .
( 4 ) - غلامرضا قدسى : پيشين / 42 - 43 .
( 5 ) - همان / 40 - 41 .
( 6 ) - همان / 42 ، على اكبر گلشن آزادى : پيشين / 450 .