اين منم كز خارخار غربت و حبّ وطن * ماندهام يك پاى در دامان و يكپا در ركاب « 1 »
چندى بعد به دعوت حاكم خراسان حسن خان شاملو روى بهسوى هرات نهاد اما وقتى كه برگشت از مرگ فرزند بيستسالهاش محمد باقر آگاه شد . و در سوگ او قصيدهاى سرود . « 2 »
قدسى در پنجاهسالگى « 3 » از مشهد دلگير شد . « 4 » و دوباره به زيارت مكه معظمه رفت :
خيز قدسى بيش از اين در قيد اين كشور مباش * مدتى بودى گرفتار وطن ، ديگر مباش
جغد در ويرانه چون جا مىدهد ديوانه را * سايه بال هما يكچند گو بر سر مباش
در حضر گر تنگ شد جايت ، سفر كن اختيار * در دل دريا گره ، چون آب در گوهر مباش
عاقبت پابستگى دلبستگى بار آورد * گر رود كشتى به طوفان ، تابع لنگر مباش « 5 »
قدسى در سال 1042 ه . ق و بنا به قولى سال 1041 ه . ق كه مصادف با سال پنجم جلوس شاه جهان بود . « 6 » در « وسعتآباد » هند به درگاه شاهى راه يافت . شاه جهان به وى لقب « ملك ملكالشعرايى » داد . « 7 » قدسى در به دو ورود قصيدهاى به مطلع زير خواند :
اى قلم بر خود ببال از شادى و بگشا زبان * در ثناى قبله دين ثانى صاحبقران
شاه جهان دستور داد تا دو هزار روپيه و بنا بر قولى هموزن خودش كه پنج هزار و پانصد روپيه مىشد طلا به او بدهند و مقررى ماهانه برايش معين كنند . « 8 » مقامات دربار در مناسبتهاى
هامش
( 1 ) - محمد جان قدسى : پيشين / 79 - 80 .
( 2 ) - همان / 125 - 135 .
( 3 ) - احمد گلچين معانى : پيشين 2 / 1098 .
( 4 ) - لطفعلى بيك آذر بيگدلى : پيشين / 96 ؛ محمد طاهر نصرآبادى : پيشين / 226 .
( 5 ) - محمد جان قدسى : پيشين / 258 - 259 ؛ احمد گلچين معانى : پيشين 2 / 1105 - 1106 .
( 6 ) - محمد صالح كنبو : عمل صالح موسوم به شاهجهاننامه 3 / 305 ؛ سيد حسام الدّين راشدى : پيشين 3 / 1256 .
( 7 ) - شير على خان لودى : تذكره مرآة الخيال / 69 ؛ آزاد بلگرامى : تذكره سرو آزاد / 61 - 63 .
( 8 ) - آزاد بلگرامى : پيشين / 61 - 63 ؛ سيد حسام الدّين راشدى : پيشين 3 / 1237 ؛ ذبيح اللّه صفا :
پيشين 5 / 1149 ؛ عبد الحسين نوايى : ايران و جهان 1 / 520 .