از آن وظيفه چه خيزد كه پاره بايد كرد * هزار كفش براى برات صد دينار
خزانهدار كه رنگ زرش به جاى زرست * به كار خود شده حيران صورت ديوار
خزانهدارى من اسم بىمسمايى است * و گرنه چون خجلم از رخ صغار و كبار
ز من وظيفه نقدى اگر كنند طلب * جواب نيست جز اينم به زمره اخيار
وظيفه ديدن مهر در خزينه بس است * چه حاجتست به تصديع درهم و دينار
ز شرم اهل طلب تا كى از ميان خود را * چو فرد باطل دفتر كسى كشد به كنار
به مال وقف چو بىبركتى فروشدهام * چنانكه وقف بود بر سرم چو گل دستار
ز رقعههاى عزيزان روم مرقعپوش * چو نخل پيش عمارى به كوچه و بازار
اگر خزانه تهى شد ز نقد باكى نيست * پرست مخزن طبعم ز گوهر شهوار « 1 »
قدسى در ايام جوانى به زيارت خانه خدا رفت ، سپس دوباره به مشهد برگشت . « 2 » در زمان تسلط تورانيان و ازبكان بر خراسان به عراق عجم و ديدار شاهعباس اول رفت و مورد مراحم شاهى قرار گرفت . پس از فتح خراسان در سال 1006 ه . ق دوباره به مشهد برگشت . « 3 » وجود خونريزى و غارتگرى در وطن موجب دلتنگى وى شد و قصد سفر نمود ولى دلتنگى مانع از اين كار گرديد . « 4 »
جغد هم در كلبه من جا نمىگيرد ز ننگ * كس ندارد ياد در عالم چنين جاى خراب
كار من انديشه خام است شبها تا به روز * روزها افتادهام تا شب به فكر ناصواب
داد از اين ناامنى دوران كه باشد برحذر * حادثات از حادثات و انقلاب از انقلاب
صرف شد بر گفتن و ديدن مدارم روز و شب * ديدنم خواب پريشان ، گفتنم تعبير خواب
بهر مشتى خاك هر ساعت ميان اين گروه * تازه مىگردد نزاع رستم و افراسياب
هامش
- كشمير 3 / 1260 ؛ ذبيح اللّه صفا : تاريخ ادبيات در ايران 5 / 1148 .
( 1 ) - محمد جان قدسى : ديوان حاجى محمد جان قدسى مشهدى / 111 - 112 .
( 2 ) - ملا عبد النبى فخر الزمانى قزوينى : پيشين / 821 - 822 .
( 3 ) - احمد گلچين معانى : پيشين 2 / 1097 .
( 4 ) - همان 2 / 1100 .