سيد الشهداء برايش بخواند .
در تمام مدت عمر پربركتش شهر كاشمر و حوزهء علميهء آنجا از وجود وى بهرهمند بود . هرچند گاهى به كاشمر مىرفت و مدّتى در آنجا اقامت مىنمود و با تشكيل جلسات متعدّدى مردم آنجا از ارشاد و سخنان پندآميزش بهرهمند مىشدند . يك سال آخر عمر خود را در كاشمر گذراند و به رغم تقاضاهاى مكرّر افراد مبنى بر بازگشت ، وى قبول نمىنمود . تا اينكه در سحرگاه روز شنبه 22 ارديبهشت سال 1375 ه ش / 22 ذيحجه سال 1416 ه ق در حال نماز دار دنيا را وداع گفت و پس از تشييع جنازهء باشكوهى در صحن آزادى مقابل غرفهء 24 در جوار حضرت على بن موسى الرضا عليه السّلام مدفون گرديد .
مرحوم واله هواهاى نفسانى را در وجود خود مهار كرده و كمالات اخلاقى را در خود گرد آورده بود . همواره و در همه حال ، در پى كسب رضاى حق بود و بهجز آن وقعى نمىنهاد . قول و عمل او درسآموز اهل علم و طلاب و ساير مردمان بود . با رزمندگان اسلام انس و الفتى ديدنى داشت و شيفتگان كمالات معنوى را به خود مجذوب مىساخت .
سخنش آموزنده بود و عملش ديگران را به آخرت ترغيب مىكرد . از نام و شهرت گريزان بود و از تظاهر و تصنّع و تقدّسنمايى به سختى پرهيز داشت ، ولى اينهمه سبب گوشهنشينى و دورى او از مردم نگرديد . از خودستايى و اظهار كمال واهمه مىكرد ، ولى به اين بهانه هرگز شانه از زير بار ارشاد و هدايت تهى ننمود .
حمايت از انقلاب و نظام را مسئوليت شرعى و وظيفه مهم تبليغى خود مىدانست و خطابه او سنگرى استوار در جهت دفاع از اساس انقلاب و ارزشهاى والاى آن بود .
معاشرت او با ديگران به دستورهاى شرع عينيت مىبخشيد ، بسيار فروتن بود . او به واقع خود را هيچ نمىديد . هرگونه تذكر هرچند كوچك را ، با خوشرويى و از دلوجان پذيرا بود و از
مشاهير مدفون در حرم رضوى ( فارسي ) — صفحة 516
مساهمون: غلامرضا جلالى
ص٥١٦