خراسان شركت فعال داشت . ايشان از نقشآفرينان واقعهء گوهرشاد بود و در شمار مجتهدينى قرار داشت كه پيش از واقعه در منزل مرحوم آية اللّه سيد يونس اردبيلى ، طى تصميم شجاعانهاى به رضا خان تلگراف زدند و عمل وى را در زمينه كشف حجاب نكوهيدند . به همين دليل صبح روز يكشنبه 12 ربيع الثانى 1314 ه ش همراه امضاكنندگان ديگر ، يعنى آيات و حجج اسلام : سيّد يونس اردبيلى ، سيّد هاشم نجفآبادى ، سيّد على اكبر خوئى پدر سيّد ابو القاسم خويى ، حاج ميرزا حبيب ملكى ، سيّد على سيستانى ، شيخ آقابزرگ شاهرودى ، شيخ على اكبر آشتيانى و سيّد عبد اللّه شيرازى بازداشت و پس از هشت روز ، شبهنگام به تهران اعزام شدند .
آية اللّه قزوينى تا شهريور 1320 اجازهء بازگشت به مشهد را نداشت ، بعد از سقوط رضا خان با توصيه آية اللّه ميرزا مهدى اصفهانى و درخواست عدهاى از فضلا ، ايشان مجددا به مشهد آمد و به تدريس پرداخت .
شيخ هاشم قزوينى سرانجام روز 20 ربيع الثانى 1381 ه ق / 22 مهر 1339 ه ش درگذشت و جنازهاش در راهرو رواق دار الضيافه حرم مطهر رضوى واقع در سمت راست ايوان طلاى صحن آزادى كه در حال حاضر كفشدارى شماره 7 مىباشد ، به خاك سپرده شد .
دكتر محمّد رضا شفيعى كدكنى در سوگ استاد خود قصيدهاى سروده است و ما چند بيت از آن را در ذيل مىآوريم :
امروز بامداد ، هراسان بود * گيسوى آفتاب پريشان بود
مىخواست ، شمع صبح برافروزد * دست سپيده ، خسته و لرزان بود
و آن روشنايى صبحدم آفاق * مشرق نبود ، چاك گريبان بود
در هر كرانى از افق مشرق * اندوه بيكرانه نمايان بود
انبوه سايهگستر اندوهش * در سوگ آفتاب خراسان بود