( 4 ) . جدول نوماهى كيدينو ( اكدى )
متضمّن نگرههاى ارصاد قمرى نظام « ب » از كيدينّو
( Kidinnu )
سيپارى ، بزرگترين منجم بابلى ( سدهء 4 ق . م . ) كه تحريرى از آن به كتابت ميخى ( مورّخ 145 ق . م . ) مورد استخراج به يونانى شده است .
( 5 ) . رسالهء كلدانى ( و ) نوشتارهاى مقدّس بابليان ( و ) مغنامه ( يونانى )
از آثار دموكريتوس آبدرايى ( سدهء 5 ق . م . ) حاصل سفرهاى پژوهشى آن دانشمند فيلسوف اتميست يونانى ( ارسطوى قرن پنجم ) به بابل و ايرانزمين كه هيچيك بر جاى نمانده است « 1 » .
( 6 ) . اصول هندسه ( - جومطريا ) اوقليدس اسكندرانى ( م - ح 285 ق . م . )
كه در پهلوى « زميك پتمانيه » ( - هندسه ) گفتهاند ، ولى از متن پهلوى يا ترجمهء سريانى آن آگاهى نباشد ، همين دانسته است كه حجاج بن يوسف مطر ( سدهء 2 ق ) آن را براى خليفه هارون الرشيد به عربى ترجمه كرد كه « الهارونى » خوانده شد .
( 7 ) . در باب مثلّث / مثلّثات ( سريانى )
از ارشميدس سيراكوزى ( 287 - 212 ق . م . ) كه يوسف الخورى كشيش مسيحى كتاب « در باب مثلث » را از سريانى به عربى ترجمه كرد ( ح 296 ق ) سپس ثابت بن قرّهء حرّانى يا پسرش سنان آن را ويراستند . اما كتاب « مثلثات » كه گويا جز آن باشد ( ياد كردهاند كه ) ابو سهل ويجن بن رستم كوهى رياضىدان ( سدهء 4 ق ) آن را از سريانى به عربى ترجمه كرده است .
( 8 ) . مگيستى ( پهلوى )
كه همان « مگالى سونتاكسيس تيس آسترونومياس » ( - منظومهء بزرگ علم نجوم ) كلاديوس بطلميوس ( ح 150 م ) معروف به « مجسطى » باشد .
( 9 ) . سيدهانتا ( براهماگوپتا )
از قديمترين آثار علمى هندوان كه بخش نجومى آن گويا به عنوان « زيگ هندوك » به پهلوى ترجمه شده بود « 2 » ، زيرا ترجمهء عربى « سندهند » را توسّط ابراهيم فزارى ( سدهء 2 ق ) برگردان از پهلوى مىدانند ، كه در مدرسهء « جنديشاپور » خوزستان معمول بوده ؛ و البتّه ترجمهء سريانى آن هم وجود داشته است « 3 » .
( 10 ) . هزنگروك زم / يا / سالان و هزاركان ( پهلوى )
كتاب السنين و الالوف ( -
هامش
( 1 ) .History of the Persian Empire , pp . 200 , 202 , 332 - 333 , 453 - 454 .( 2 ) .cf : Zoroastrian problems ( H . Bailey ) , p . 80 .( 3 ) . تاريخ نجوم اسلامى ( نالينو ) ، ص 189 و 199 و 204 / انتقال علوم يونانى به عالم اسلامى ( اوليرى ) ، ص 169 .