چنين تحوّل و تدهورى احتمالا بايستى مقارن با اتخاذ رسمانهء دين زردشت فريانى ، تدوين اولى اوستا توسط مغان مادى در پيوندگاه شرقى و غربى ايران - يعنى « رگه » يا رى باستان ، همزمان با اصطلاح و تثبيت گاهشمارى اوستايى جديد در ميانگاه سدهء پنجم ( ق . م . ) در امپراتورى هخامنشى بوده باشد . اين زمان و تاريخ ، از لحاظ پيشرفت دانش هيئت و نجوم بابلى - مغانى ازآنرو محتملتر است كه تقسيم دائرةالبروج به 360 درجه ، درست در همين زمان و در امپراتورى هخامنشى صورت تثبيت يافت ، كه لا بدّ از براى حساب مبادى اطوال و عروض و اوقات و جز اينها كاربرد علمى و عملى هم پيدا كرد .
بارى ، رصدهاى ايرانى چندى در دوران ما قبل اسلامى صورت پذيرفته ، كه از بعض آنها اطلاع حاصل شده است . مانند آنچه « د . پينگرى » طىّ گفتارى به عنوان « رصد ايرانى اوج خورشيدى در سال 450 م » گزارش نموده « 1 » ، يا رصدهاى ايرانى كه در سال 472 م ، زمان سلطنت فيروز ساسانى ياد شده ؛ و اين مطلب با اصلاح يا تعديل زمان آن پادشاه ارتباط پيدا مىكند « 2 » .
اما در خصوص واژگان نجومى بايد گفت كه زبان فارسى ميانه ( پهلوى ) بسيار غنى است ؛ و بسيارى از كلمات و مصطلحات نجومى و احكام پهلوى با خود اين دانش وارد در زبانهاى اقوام همجوار از جمله عربى شده است . اينك برخى از آنها كه در نجوم رياضى و هندسه كاربرد دارد : « كره » ( - گوى ) ، استاد ابو ريحان بيرونى گويد كه « كره »
( globe )
معرّب از فارسى است « 3 » ؛ و اينكه در بعضى از فرهنگهاى پهلوى بدين معنا « پادك / پايك » آمده گويا درست نباشد . هندا چك / هندسه ( - اندازه ) كه مرادف با « زميك - پتمانيه » باشد ، استاد بيلى گويد كه ترجمهء اصطلاح « گئومتريا » يونانى ( - پيمايش زمين ) است ، همراه با كتابهاى نجومى در دينكرد ( مدن ، 420 ، 10 ) « نپيك زميك پتمانيه » به معناى كتاب الهندسه باشد .
« Mathematike Suntacahis »
بطلميوس ( پتلموش ) كه در دينكرد ( مدن ، 428 ، 16 ) به عنوان « مگستيك هروماى » ( - مجسطى رومى ) آمده ، سريانيان « مجسطى » خواندهاند ؛ و عربها هم به تبع « المجسطى » گفتهاند « 4 » .
هامش
( 1 ) .Journal of Near Eastern Studies , No . 24 ( 1965 ) , pp . 334 - 336 .( 2 ) . بيست مقالهء تقىزاده ، ص 111 / گاهشمارى ، ص 322 .
( 3 ) . القانون المسعودى ، چاپ هند ، ج 3 ، ص 1458 - 59 .
( 4 ) .Zoroastrian Problems , p . 86 .