226 س - زنى از دنيا رفته وبه شوهرش وصيت كرده كه براي أو
حج استيجار نمايند ، ولى قيد بلدي ويا ميقاتى نكرده ، وشوهرش
قبول وصيت أو نموده ، لكن مسامحه كرده ، وجهت همسرش حج
استيجار ننموده ، وأموال هم از بين رفته ، وشوهر آن زن كه وصى أو
بوده فوت كرده است ، وقبل از فوت به يك نفر وصيت نموده كه
حج همسرم در گردن من مانده أداء كنيد ، وآن شوهر متوفى داراى
صغار است ، اگر خواسته باشند حج بلدي آن زن را از مال أو
بردارند ، صغار به زحمت مىافتند ، آيا اجازه مىفرماييد كه حج
ميقاتى جهت آن زن بدهند يا نه ؟
ج - در فرض مسأله كه وصيت به حج شده ، چون منصرف
به بلدي است ، واجب است بر وصى حج بلدي استيجار نمايد ،
واگر مال را تلف كرده ضامن حج بلدي است ، وفعلا بايد از مالش
حج بلدي استيجار شود ، هر چند صغير داشته باشد .
227 س - شخصي در زمان حياتش أهل نماز وروزه بوده ، وحج
هم بجا آورده ، با اين حال وصيت كرده كه براي أو حج استيجار
نمايند ، فعلا فوت كرده ، وورثه نمىدانند حجى كه وصيت نموده
براي اين است كه حجة الاسلام خود را باطل دانسته ، يا حج
احتمالي واحتياط است ، تكليف چيست ؟
ج - ظاهر آن است كه حج احتياطى است ، مگر قرينه باشد كه
مستحبى ويا واجبي است ، ودر هر صورت بايد بر طبق وصيت
عمل شود .