در شاخسار بيد بن و بوتههاى گل * بر پا نموده بلبل و گنجشك محشرى
عقد پرن گسسته تو گفتى به رودبار * كز هر طرف بتافت فروزنده اخترى
( م : 1 ) - احتشامى ، ابو الحسن . شكوفههاى ذوق و ادب .
2 - مجلهء آينده ، سال هفتم ، شمارهء 3 .
3 - مجلهء يغما ، سال اول ، شمارهء پنجم .