تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
وزير پست و تلگراف : شهاب الدوله . وزير تجارت و فوائد عامه : نير السلطان . وزير معارف : امير اعلم .
شرح
( 46 ) - در قلمرو شعر و ادب نيز كابينهء قوام السلطنه ، مورد انتقاد شعرا واقع شد . ميرزادهء عشقى و ايرج ميرزا در انتقاد به كابينهء قوام السلطنه اشعارى سروده‌اند كه شعر ايرج ميرزا تحت عنوان در انتقاد از اوضاع كشور در زير مىآيد :داش غلم مرگ تو حظ كردم از اشعار تو ، من * متلذّذ شدم از لذّت گفتار تو ، من آفرين گفتم بر طبع گهربار تو ، من * به خدا ، مات شدم در تو و در كار تو ، من وصف مركز را كس مثل تو بىپرده نگفت * رفته و ديده و سنجيده و پىبرده نگفت هرچه در نمرهء ده بود منزّه ديدم * گر تو يك حسن در او ديدى من ده ديدم قابل محمدت و در خور به‌به ديدم * نظم تو متقن و نثر تو موجّه ديدم هيچ‌يك از نمرات تو چنين خوب نبود * يك فرازى كه در او باشد معيوب نبود غير تو پيش كسى اين همه اخبار كجاست ؟ * اگر اخبار بود ، جرأت اظهار كجاست ؟ بنطيند آن دگران ، لوطى پادار كجاست ؟ * آن كه لوطىگريت را كند انكار كجاست ؟ آفرين‌ها به ثبات و به وفادارى تو * پروپا قرصى و رك‌گويى و پادارى تو كه گمان داشت كه اين شور به پا خواهد شد ؟ * هرچه دزد است ز نظميّه رها خواهد شد ؟ دور ظلمت بدل از دور ضيا خواهد شد * دزد كت‌بسته رئيس الوزرا خواهد شد مملكت باز همان آش و همان كاسه شود * لعل ما سنگ شود لؤلؤ ما ماسه شود اين رئيس الوزرا قابل فرّاشى نيست * لايق آنكه تو دل‌بستهء او باشى نيست همّتش جز پى اخاذى و كلّاشى نيست * در بساطش به‌جز از مرتشى و راشى نيست گر جهان را بسپاريش ، جهان را بخورد * ور وطن لقمهء نانى شود ، آن را بخورد از بيانات رئيس الوزرا با دوسه تن * كرده يك رنده تآترى و فرستاده به من من هم السّاعه دهم شرح بر ابناء وطن * كه كند ديدهء ابناء وطن را روشن
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 448 | حسن مرسلوند