وزير پست و تلگراف : شهاب الدوله .
وزير تجارت و فوائد عامه : نير السلطان .
وزير معارف : امير اعلم .
شرح
( 46 ) - در قلمرو شعر و ادب نيز كابينهء قوام السلطنه ، مورد انتقاد شعرا واقع شد . ميرزادهء عشقى و ايرج ميرزا در انتقاد به كابينهء قوام السلطنه اشعارى سرودهاند كه شعر ايرج ميرزا تحت عنوان در انتقاد از اوضاع كشور در زير مىآيد :داش غلم مرگ تو حظ كردم از اشعار تو ، من * متلذّذ شدم از لذّت گفتار تو ، من
آفرين گفتم بر طبع گهربار تو ، من * به خدا ، مات شدم در تو و در كار تو ، من
وصف مركز را كس مثل تو بىپرده نگفت * رفته و ديده و سنجيده و پىبرده نگفت
هرچه در نمرهء ده بود منزّه ديدم * گر تو يك حسن در او ديدى من ده ديدم
قابل محمدت و در خور بهبه ديدم * نظم تو متقن و نثر تو موجّه ديدم
هيچيك از نمرات تو چنين خوب نبود * يك فرازى كه در او باشد معيوب نبود
غير تو پيش كسى اين همه اخبار كجاست ؟ * اگر اخبار بود ، جرأت اظهار كجاست ؟
بنطيند آن دگران ، لوطى پادار كجاست ؟ * آن كه لوطىگريت را كند انكار كجاست ؟
آفرينها به ثبات و به وفادارى تو * پروپا قرصى و ركگويى و پادارى تو
كه گمان داشت كه اين شور به پا خواهد شد ؟ * هرچه دزد است ز نظميّه رها خواهد شد ؟
دور ظلمت بدل از دور ضيا خواهد شد * دزد كتبسته رئيس الوزرا خواهد شد
مملكت باز همان آش و همان كاسه شود * لعل ما سنگ شود لؤلؤ ما ماسه شود
اين رئيس الوزرا قابل فرّاشى نيست * لايق آنكه تو دلبستهء او باشى نيست
همّتش جز پى اخاذى و كلّاشى نيست * در بساطش بهجز از مرتشى و راشى نيست
گر جهان را بسپاريش ، جهان را بخورد * ور وطن لقمهء نانى شود ، آن را بخورد
از بيانات رئيس الوزرا با دوسه تن * كرده يك رنده تآترى و فرستاده به من
من هم السّاعه دهم شرح بر ابناء وطن * كه كند ديدهء ابناء وطن را روشن