را از دوستان موسيقىدان او مىتوان شمرد .
گفتهاند كه احمد شاه ، آخرين پادشاه قاجار ، به اشعار و گفتههاى او بسيار علاقمند بود و در هنگام ناراحتى غالبا مىگفت : « نوحههاى كمالى را برايم بخوانيد . »
كمالى به تاريخ هم علاقه داشت . دو داستان شيرين تاريخى به نامهاى افسانهء تاريخى لازيكا و مظالم تركان خاتون نوشت و در سالهاى 1307 و 1309 خورشيدى آنها را در تهران چاپ كرد .
كمالى در مهر 1312 كه كنگرهء فردوسى در تهران تشكيل شد ، به دريافت يك قطعه نشان فردوسى نايل آمد و شعر زيبايى دربارهء فردوسى سرود :
جهان پرنشاط است و شادى و جوش * نشايد سخنگوى ماند خموش
به ويژه كه اين جشن ملى بود * سزد هرچه از آن ستايش شود
يكى مرد گوينده آورد طوس * كه آراست روى سخن چون عروس
حكيم و دلآگاه و سنجيدهگو * خجل آب حيوان بر طبع او
به لطف و معانى و گفتار نغز * جهان را به طيب گل آكند مغز
پى نظم چون گفتن آغاز كرد * ز فردوس گفتى درى باز كرد
پر از راى و مردى سخنهاى او * سخن جامهاى بد به بالاى او
ز گفت نو آيين به جايى نشست * كه كس را بدانجا دگر نيست دست
حيدر على كمالى شاعر معروف ايرانى ، سرانجام پس از يك بيمارى ممتد در روز جمعه 27 آبان 1328 در تهران درگذشت .
م : ( 1 ) - احتشامى ، ابو الحسن . شكوفههاى ذوق و ادب .
( 2 ) - صدر هاشمى ، محمّد . تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج / 2 .
( 3 ) - شجيعى ، زهرا . نمايندگان مجلس شوراى ملى . . .
( 4 ) - دكتر محجوب ، محمّد جعفر . ديوان ايرج ميرزا .
( 5 ) - مجلهء يغما ، سال دوم . صاحب امتياز : حبيب يغمايى .