به همان حال در اين دير خراب * زيستم چندى با عشق كتاب
عاقبت رخت ز دنيا بستم * وز غم كورى و كرى رستم
من خود امروز نهان زير گلم * ليك نزد رفقا هست دلم
خاصه آن كس كه خود اهل سخن است * دوستدار من و اشعار من است
خواهم از او كه ز من ياد آرد * چون به خاكم قدمى بگذارد
گويد اى خفته در اين تيره تراب * تا ابد راحت و آسوده بخواب
م : 1 - مجلهء يغما ، سال نهم ، شمارهء 4 .
2 - مجلهء يغما ، 6 ، شمارهء 9 .
3 - مجلهء يغما ، 22 ، شمارهء 9 .