بديع الزمان سرّى پس از يك بيمارى كوتاه ، در خرداد سال 1335 خورشيدى در تهران درگذشت و در گورستان ظهير الدوله در كنار بهار و ايرج ميرزا مدفون شد . اينك قطعهاى كه براى نقش سنگ مزار خود سروده بود :
ادبايى كه جهان پيرائيد * يا جهان را پس از اين آرائيد
من كه خاكست كنون مأوايم * سرّيم ، سرّى نابينايم
سيّدم سيّد عالىنسبم * عاشقم ، عاشق فضل و ادبم
نوربخشى كه بود دفن به رى * سيزده پشت مرا هست به وى
به وجود آمدم از مادر ، كور * كور و كر رفتم و خفتم در گور
شاعرى شد به جهان پيشهء من * نيست جز شعر در انديشهء من
در تنم تا رمقى باقى بود * ورد من مدح مى و ساقى بود
سال عمرم چو گذشت از سى و هفت * گوش شد پيرو چشم من و رفت
ديد چون كور و كر و مظلومم * كرد از ارث پدر محرومم
نه وفا از سه برادر ديدم * نه محبت ز دو خواهر ديدم
نه مرا محرم اسرارى بود * نه مرا مونس و غمخوارى بود