كه سياست دولت فعلا اينست كه تو مطالبى را بگويى برعليه مختارى و مقدادى و اگر نگويى تو را از بين خواهيم برد . بنده هم از ترس گفتم كه بنويسيد كه هرچه بخواهيد مىگويم .
س : بازپرس از اين قضايا كه شما گفتيد چه اطلاعى داشت ، مثلا او حمام رفتن شما را از كجا اطلاع داشته است ؟
ج : اين درست است ولى بقيه تلقين است .
س : شما مأمور آگاهى بوديد چطور از قانون اطلاع نداشتيد ؟
ج : مرا فريب دادند و بعد از گرفتن امضا ، راضى كردن فرشچى را هم به من واگذار كردند و من هم اين كار را كردم و او هم گفت و رفت عباس را هم راضى كرد و پول هم به فرشچى دادند .
س : شما در شب واقعهء قتل خزعل كجا بوديد ؟
ج : مطابق معمول در منزل خزعل بودم .
س : آن شب غير از شما كسى نبود ؟
ج : خير من هم پس از آمدن نوكرها رفتم .
س : مىگويى بازپرس تلقين كرده ، راجع به گفتههاى طوبى و ربابه كلفتهاى خزعل چه مىگويى كه گفتهاند در شب فوت خزعل تو آنجا بودى و وسيلهء كشتن او را تهيه كرده و در اين امر مشاركت داشتى و حتى چادر طوبى را هم گرفتهاى ؟
ج : اين اظهارات دروغ است .
س : به چه دليل دروغ است ؟
ج : به دليل اينكه به من هم تلقين كردهاند .
س : چه دليل دارى كه به تو تلقين كردهاند ؟
ج : چه عرض كنم .
س : پانصد ريال در همان تاريخ پول گرفتهاى [ از شهربانى ] از چه بابت بوده است ؟
ج : براى مخارج محرمانه بوده است .
س : در هنگام مسافرت به سمنان هم يك هزار ريال گرفتهاى آن براى چه بوده است ؟
ج : اين مبلغ براى تبعيد يك روس بوده است كه از راه درّه جز تبعيدش كردم .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 331
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٣١