تا مرا افسانهء سيتا و رام آمد به گوش * هركجا زان عشق با خود داستان آوردهام
من از آن كشور به ياد روزگاران كهن * يادگارى از مغان زند خوان آوردهام
مهد تا گور خطهء بنگال بسپردم به سر * شعرها زان شاعر شيرين زبان آوردهام
آگرا رفتم ز دهلى من به رسم ارمغان * قصهها از اكبر و شاه جهان آوردهام
با تهىدستى به رسم ارمغان بهر نثار * از سخن يكرشته درّ شايگان آوردهام
گر بود شعرم روان عشق تو بخشيدش روان * ز آنكه من ز اشك روان طبع روان آوردهام
م : 1 - اميد ، جمال . عبد الحسين سپنتا : زندگى و سينما .
2 - صدر هاشمى ، محمد ، تاريخ جرايد و مجلات ايران ، ج / 2 .