رفت و آمد بود ، مروج قانون و آزادى به شمار مىرفت و در مدارس علميهء تهران و اصفهان به تدريس حكمت و فلسفه و عرفان مىپرداخت .
هنگامى كه حكومت قانون در ايران طلوع كرد و فرمان مشروطيت در اثر اصرار و پافشارى آزادىخواهان و مشروطهطلبان و در رأس آنان سيد محمد طباطبايى و سيد عبد الله بهبهانى و روحانيون سهگانهء ساكن نجف صادر شد ، ميرزا رضا خان در اصفهان به عضويت انجمن ولايتى انتخاب گرديد و روزنامهء انجمن مزبور را انتشار داد . براى اينكه خدمات بيشترى در راه مشروطيت انجام داده باشد به تهران آمد و به انتشار روزنامهء تئاتر پرداخت . روزنامهء مزبور دو سال متوالى انتشار يافت . تئاتر روزنامهاى بود انتقادى كه مفاسد اجتماع را از زبان عاملان فساد بيان مىكرد ، آن هم با زبان محاورهاى . روزنامهء تئاتر در حقيقت راه تازهاى بود در زمينهء روزنامهنگارى بعد از مشروطيت و همان راهى را طى مىكرد كه على اكبر دهخدا به نام چرند و پرند در روزنامهء صور اسرافيل . در هر حال روزنامهء تئاتر در آن ايام در بين جامعهء ايران از اعتبار خاصى برخوردار بود و خوانندگان زيادى داشت .
بعد از استبداد صغير و خلع محمد على شاه از سلطنت كه بايد آن دوران را مشروطيت دوم نام نهاد ، انتخابات آزاد در سرتاسر مملكت آغاز شد . مردم يزد و نائين ميرزا رضا خان را به نمايندگى خود برگزيده به مجلس شوراى ملّى فرستادند . مجلس دوم در تاريخ مشروطيت ايران داراى مقام و موقعيت خاصى است و در آن ايام اقدامات و قوانين مهمى در اين مجلس انجام گرفت كه درخور ستايش و تمجيد است . سرانجام اين مجلس به علت اولتيماتوم روسها تعطيل شد .
در سال 1329 قمرى مشير الدوله وزير عدليهء وقت براى رونق دادن به عدليه و تشكيل محاكم و تأسيس دادسرا به دعوت عدهاى از فضلاء و دانشمندان پرداخت و از نمايندگان دورهء دوم چند نفر دعوت وى را پذيرفتند . نخست ميرزا محمد على ذكاء الملك بود ، بعد حاج سيد نصر الله سادات اخوى و ديگر همين ميرزا رضا خان طباطبايى نائينى بود . نائينى قريب ده سال در عدليه شاغل مقامات مهم و حساس شد ، گاهى مدعى العموم ( دادستان ) استان و زمانى رئيس استيناف و چندى مستشار ديوان عالى تميز بود تا اينكه در سال 1300 خورشيدى به معاونت وزارت معارف انتخاب گرديد و معارف مملكت را از معرفت خويش
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 273
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٧٣