تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
نيز به مرور افول كرد . صولت الدوله در دورهء پنجم مجلس شوراى ملّى نمايندهء مردم جهرم بود و در دورهء هشتم نيز به همراه پسرش محمد ناصر قشقايى به نمايندگى مجلس انتخاب شد . او در تهران بسر مىبرد و رضا شاه سخت نسبت به او بىاعتماد و دل‌نگران بود . از آنجايى كه بين صولت الدوله و رجل ملى خوشنام مستوفى الممالك دوستى ديرينه‌اى وجود داشت ، رضا شاه به ملاحظهء مستوفى الممالك از دستگيرى و آسيب رساندن به صولت الدوله خوددارى مىكرد ولى به محض اينكه مستوفى الممالك در اثر سكتهء قلبى مرحوم شد ، در روز 6 شهريور 1311 خورشيدى به هنگام مراسم تدفين مستوفى الممالك دستور دستگيرى صولت الدوله و پسرش در سر مزار مستوفى الممالك صادر شد و به اجرا درآمد . دكتر مهدى ملك‌زاده كه در منزل سردار فاخر واقع در امامزاده قاسم شميران حضور داشته ، واقعهء آن روز را اين‌طور بيان مىكند : « . . . مرحوم مستوفى الممالك در روى نيمكتى نشسته بودند و بنده در روى صندلى مقابل كه بيش از سه متر با ايشان فاصله نداشت جاى داشتم و صحبت مىكرديم . ناگاه ديدم مرحوم مستوفى الممالك خم شدند و اول تصور كردم شايد خواستند چيزى از زمين بردارند ليكن با كمال تأسف مشاهده شد كه تمام بدن به طرف پائين خم شد . هنوز روى زمين نيفتاده بودند كه بنده و آقاى محتشم الدوله ايشان را در بغل گرفته به روى زمين خوابانيديم . . . مرحوم صولت الدوله بيش از همه بىتابى مىكرد و چون ابر بهار گريه مىكرد و مىگفت من بىپدر شدم . حقيقتا هم راست مىگفت زيرا هنوز جسد مرحوم مستوفى الممالك را به خاك نسپرده بودند كه مرحوم سردار صولت الدوله از طرف مأمورين نظميّه در مقابل قبر مستوفى الممالك دستگير شد و چون مىخواستند از در مقبره خارج شوند با چشم گريان و قيافهء افسرده و پريشان دست‌هاى مرا در دست گرفته و فرمودند فلانى براى هميشه خداحافظ . من هم نزد مستوفى الممالك مىروم . . . » . پس از دستگيرى ، صولت الدوله و پسرش ، كه نمايندهء مجلس بودند و على الظاهر مصونيت پارلمانى داشتند ، راهى زندان شدند و دو روز بعد يعنى هشتم شهريورماه 1311 منصور الملك وزير كشور نطق مشروحى در خصوص وقايع فارس در مجلس شوراى ملى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 224 | حسن مرسلوند