صبا كم شعر مىسرود . شعرهايش را براى همهكس نمىخواند . در آثار شعراى خراسان مطالعهء زياد داشت و به سبك تركستانى ، تغزلات لطيفى سرود . نمونهاى از غزليات عليرضا صبا :
بامدادان كه كند گل به چمن جلوهگرى * جان دمد بر تن بىجان ، دم باد سحرى
با نسيم سحرى غنچه به صد ناز بگفت * كه بدين شيوه كه آموخت ترا پردهدرى ؟
با دو صد لطف نسيم سحرش پاسخ داد * آنكه آموخت ترا دلبرى و عشوهگرى
مستى افتاده به ره بود و يكى با او گفت * كاى در افتاده به درماندگى و دربهدرى
مست ازين گفته برآشفت و چنين گفت به دو * كاى فرومانده به بيچارگى و بىخبرى
در سراپردهء هستى غم اگر راه نداشت * ذوق مستى نشدى رهزن عقل بشرى
بشنو اين بيت كه مىخواند به آوازى خوش * رهروى مست كه كرد از سر كوئى گذرى
من آلوده نظربازم و زان دارم شرم * كه چنين شهره به پاكى شدم و بىنظرى
اين سخنهاى دلاويز بياموخت صبا * همه از فيض گل و نغمهء مرغ سحرى
م : 1 - مجلهء يغما ، سال بيست و دوم ، شمارهء يازدهم .
2 - مجلهء يغما ، سال سوم ، شمارهء سوم .