تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
تحت امرش ، نيروهاى لاهوتى را متفرق كرد و تسلط دولت مركزى را در خطّهء آذربايجان به منصهء ظهور رساند . او به مناسبت اين خدمات بزرگى كه به اهداف رضا خان كرد ، در سال 1300 خورشيدى ، از طرف سردار سپه به معاونت شاهزاده امان الله ميرزا جهانبانى رياست اركان حرب كشور برگزيده ، و در سال 1305 به سمت رئيس اركان حرب كل قشون منصوب شد . امير لشكر شيبانى در سركوب شورش عشاير فارس شركت داشت و فرماندهى نيروهاى نظامى را عهده‌دار بود ؛ راه حل مؤثر او براى خاموش كردن اين شورش ، پخش اعلاميهء عفو عمومى توسط هواپيما در مسير ايلات شورشى بود ؛ متأسفانه اين امر مقدور نشد و كار به جنگ بزرگ و خونينى كشيد كه باعث كشته شدن تعداد زيادى از نيروهاى طرفين شد . شيبانى در زمانى كه احمد شاه قاجار هنوز معزول نشده بود و در پاريس بسر مىبرد ، از طرف دولت ايران مأمور شركت در كنفرانس سن ژرمن شد كه شرح آن و شرح ملاقات او با رحيم‌زادهء صفوى بسيار خواندنى است . رحيم‌زادهء صفوى در كتاب اسرار سقوط احمد شاه مىنويسد : « . . . بعد از عنوان برده‌فروشى كه كهنه شده بود ، عنوان تازهء ديگرى انگليس‌ها به ميان آوردند تا تفتيش دريايى پايدار بماند و آن عبارت از منع تجارت مواد مخدّره و منع تجارت اسلحه بود . براى پيشرفت اين‌گونه مقاصد ، دولت بريتانيا بعد از جنگ 18 - 1914 ، هميشه جامعهء ملل را به كار مىانداخت . و در ايام اقامت اينجانب در پاريس ، مجمعى به نام كنفرانس سن ژرمن تشكيل يافته بود كه موضوع آن عناوين يادشدهء بالا بود و يك روز ما در جرايد خوانديم كه نمايندهء ايران با قهر و خشم درب تالار كنفرانس را بهم كوفته و بيرون آمده است . اين نماينده ، يكى از شخصيت‌هاى بزرگ كشور ما بود به نام حبيب الله شيبانى كه آن زمان سرتيپ بود و بعدها سرلشكر شد . اما در نتيجهء همان خرده حساب‌هايى كه اجانب با وى داشتند ، به امر رضا شاه محاكمه و چندى زندانى بود . و بعد او را مرخص كردند كه به اروپا رفت و اكنون نمىدانم در كجا زندگى مىكند . اما همين‌قدر براى شما خوانندهء عزيز مىنويسم و گواهى مىدهم كه در عصر ما كشور ايران ، افسرى پرورش نداده است كه به اندازهء شيبانى به عظمت و شرافت ايران دلبستگى داشته باشد و به قدر او در