* * *
خوش باش آخرين نفس مىآيد * آنگه كه اجل ز پيش و پس مىآيد
كاين قرعه به نام همهكس مىافتد * اين برف به بام همهكس مىآيد
* * *
ابروى تو غيرت كمان است * مژگان تو آفت خدنگ است
روى تو چو روميان روم است * موى تو چو زنگيان زنگ است
ساقى ! به شتاب مىرود عمر * مى ، ده كه نه موقع درنگ است
كى گوش دهد به وعظ واعظ * آن را كه به سر هواى ننگ است
دل مىبرد از كف شكوهى * آن يار ز بسكه شوخ و شنگ است
م : مجلهء وحيد ، دورهء سيزدهم / 6 .