غزل ذيل نمونهاى از اشعار اوست كه در آذرماه 1306 سروده است :
هركس كه چو من بر رخ خوبت نظر انداخت * جان و دل و دين از پى تو در خطر انداخت
صمدى كه ز كوى تو گذر كرد ، پىافكند * مرغى كه هواى تو بپيمود ، پَر انداخت
خود دام تو جستيم و بهسوى تو پريديم * ما را نه در اين بند قضا و قدر انداخت
در ريشهء جان قوهء تثمير بيفزود * اين شعله كه امروز مرا از ثمر انداخت
هر مايه و هر فيض كه بخشنده به ما داد * زين جيب برآورد و به جيب دگر انداخت
ره جانب تحقيق فروبست و نهان شد * آنكس كه ز خود در همه عالم خبر انداخت
كو تير ارادت كه در اين عرصهء پيكار * شمشير خرد ، نيزهء دانش سپر انداخت
كم ظرفى دل بين كه ز دانستن حرفى * صد ولوله در گنبد افلاك در انداخت !
بىبوك و مگر بود رشيدا دلت از جهل * دانائيش از نقص به بوك و مگر انداخت
[ 1 ]
هامش
[ 1 ] م : 1 - بابامردوخ روحانى ، تاريخ مشاهير كرد ، ج / 2 .
2 - مجلهء وحيد . شمارهء چهارم ، دورهء دهم . صاحب امتياز : سيف الله وحيدنيا .
3 - مشار ، خانبابا . مؤلفين كتب چاپى فارسى و عربى ، ج / 4 .
4 - ديوان رشيد ياسمى .