تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
شد . سپس به كرمانشاه بازگشت و بنا به اصرار اقوام و نياز فرهنگ شهر ، بيش از يك سال در فرهنگ كرمانشاه خدمت كرد و از معلمى به مديريت مدرسهء پهلوى ( سابق ) رسيد . پس از استعفا از مديريت مدرسه ، چند ماهى را در سنجابى گذراند . رشيد ياسمى سرانجام براى هميشه به تهران آمد و ابتدا در وزارت ماليه استخدام و مشغول كار شد و سپس در وزارت فرهنگ و وزارت دربار چندى به خدمات دولتى اشتغال داشت . در سال 1312 خورشيدى هنگام وزارت على اصغر حكمت به سمت استادى دانشگاه منصوب و به تدريس تاريخ ايران بعد از اسلام مشغول شد . در همان دوران ، با همكارى استادانى چون ملك‌الشعراء بهار ، عباس اقبال آشتيانى و سعيد نفيسى و برخى ديگر ، خدمات فرهنگى و ادبى و مطبوعاتى خود را آغاز كرد و از محضر اساتيد بزرگى چون ميرزا طاهر تنكابنى ، اديب نيشابورى و ديگران بهره‌ها گرفت . وى در تدوين و نگارش مجلهء دانشكده دست داشت . هنگامى كه دشتى پس از كودتا ( 1299 خ ) جريدهء شفق سرخ را داير كرد ، رشيد ياسمى هم كه در كرمانشاه با او آشنا شده بود ، در آن روزنامه به نگارش يك سلسله مقالات انتقادى به عنوان انتقادى ادبى پرداخت و همين موضوع مايهء شهرت ادبى او شد . نيز در مجلات نوبهار ، آينده ، ارمغان ، تعليم و تربيت و مهر ، مقالاتى به چاپ رساند . رشيد به زبان فرانسه كاملا آشنا بود و عربى و انگليسى را نيز مىدانست . زبان پهلوى را از هرتسفلد آلمانى فراگرفت و چندين رسالهء پهلوى را به فارسى ترجمه كرد . در سال 1324 خورشيدى براى مطالعات ادبى به فرانسه رفت و پس از دو سال بازگشت . در اين زمان به علت بيمارى فشار خون تحت معالجه بود . روز چهارشنبه يازدهم اسفندماه 1327 طبق برنامهء قبلى ، در تالار دانشكدهء ادبيات دربارهء تأثير عقايد حافظ بر روى گوته سخنرانى داشت . ضمن سخنرانى به واسطهء ازدحام جمعيت هيجان‌زده و دستخوش احساسات شد . در آغاز سخن در كلامش لكنتى پيدا شد و او را از پشت ميز خطابه پائين آوردند و روى يكى از صندليهاى جلو قرار دادند . در اين حال نيمى از بدنش فلج شد . او را به بيمارستان مهر بردند ، مدت يك ماه در ايران مشغول معالجه بود . سپس به فرانسه رفت و دو سال در آنجا اقامت كرد و در اين مدت حالش كمى بهتر شد . چون كميسيون ارز از تبديل حقوقش به ارز دولتى خوددارى كرد ، ناچار به تهران بازگشت و پس از پانزده روز