خان » و روزى با مخالفين او بود . در جنگ سردارسپه با « شيخ خزعل » در يك جلسه خصوصى گفته بود : « تا امروز من موافق سردارسپه بودم و از آقاى مدرس هم بواسطه سردار سپه بريدم ، فعلا كه آقاى مدرس خطر را اينطور بيان مىفرمايند بايد فكر چاره كرد » و سپس بنا كرده بود به گريه كردن و گفته بود : « من يك آخوند شپشو بيشتر نيستم » . يكبار ديگر ( تابستان 1312 ) وقتى كه « رضا شاه » در كاخ سعدآباد وارد چادر نمايندگان شد و گفت :
« آقايان من متأسفانه امروز سرما خوردهام و كسالت دارم » ، انوار از جا پريده و فرياد كشيد :
« الهى بميرم ، الهى كسالت اعليحضرت همايونى به جان من بيايد ، الهى اعليحضرت هرچه بلا دارند بسرما بخورد . . . » . سپس در روزهاى ديگر ( شهريور 1320 ) پس از استعفا و خروج « رضا شاه » در پشت تريبون مجلس رفت و گفت : « الخير فى ما وقع » و عليه « رضا شاه » نطق مفصلى ايراد كرد . پس از به سلطنت رسيدن « محمد رضا پهلوى » پسر « رضا شاه » سيد يعقوب كه ديگر به نمايندگى انتخاب نشد و از عالم سياست كنار گذاشته شد ، براى جلب نظر شاه جديد كتابى از خاطرات خود مبنى بر تجليل از « رضا شاه » چاپ و منتشر كرد ! او پس از واقعه ترور « مدرس » به دفاع از او در مجلس سخن گفت و از دولت وقت توضيح خواست 73 ، روزى هم عليه او جبههگيرى كرد .
م : 1 - مكى ، حسين . تاريخ بيستساله ايران ، ج / 1 و 2 و 4 و 8 .
2 - صدر ، محسن . خاطرات صدر الاشراف .
3 - باستانى پاريزى ، محمد ابراهيم . تلاش آزادى .
4 - شجيعى ، زهرا . نمايندگان مجلس شوراى ملى . . .
5 - فرخ ، سيد مهدى . خاطرات سياسى فرخ .
6 - مجله آينده ، سال نخست ، شماره 4 . صاحب امتياز محمود افشار .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 305
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٣٠٥