آواز دلچسبى به خواندن اين اشعار مترنم بود :
اى ز بودت قدرت يزدان پديدار اى انار * اى ز جودت بر نهال فيض حق بار اى انار
گر كه الكاسب حبيب الله بود قول رسول * مفتخوار از كسب دارد پس چرا عار اى انار
اى درونت چون دل مشروطهخواهان غيور * هست از فضل خدا پُردُرّ شهسوار اى انار
انارفروشى با اين لباس و وقار و با چنين آواز دلكش كه ترجيعبند اشعارش پيوسته معطوف به هواخواهى مشروطهخواهان و طرفدارى از مشروطيت و آزادى بود ، در مسير و معبرش ازدحامى پيرامون خود فراهم و احساساتى در مستمعين خويش برانگيخت . گاهگاهى در طول خط مسير خود متوقف گشته در ترازو انار توزين مىكرد و به مشتريان مىداد و دوباره راه خود را در پيش گرفته به سرودن اشعار مىپرداخت .
بديع المتكلمين در مدتى كوتاه به سيد انارى مشهور گشت . در مجالس خاص و عام و كوچه و بازار همه جا صحبت از سيد انارى و آزادىخواهى و آزادمنشى وى بود . سراينده اشعارى كه او مىخواند ، عموزادهاش « سيد فخر الواعظين » بود كه « خاورى » تخلص مىكرد و از رهروان و مردان مبارز آن روزگاران به شمار مىرفت و جرايدى چون « ميزان » و « قسطاس » را منتشر مىساخت . در همين دوران بود كه فتوايى از طرف « آخوند ملا محمد كاظم خراسانى » از حوزه علميه نجف به خط « حاجى سيد ابو القاسم كاشانى » كه سمت منشيگرى هيئت علميه را داشت ، خطاب به بديع المتكلمين به دست سيد رسيد ، فتوى مذكور تحريم كمك به شاه مستبد « محمد عليشاه » و تجليل و همكارى با مشروطهطلبان بود كه آن فتوى را سيد انارى در ملاء عام و مراكز جمع و ازدحام براى اهل تهران قرائت مىكرد و آنان را از نظر مراجع تقليد دين آگاه مىساخت .
چون روابط مجلسيان با « محمد عليشاه » روز به روز رو به وخامت مىرفت ، مشروطهطلبان تهران به منظور تقويت نمايندگان خود انجمنهايى فراهم آوردند و اعضاء آنها را به سلاحها مسلح و مجهز ساختند و به مشق و تمرين نظامى آنان پرداختند تا در بزنگاه ، آماده جانبازى و كارزار باشند . سيد انارى نيز با جمع كردن سادات ، انجمنى به نام « فاطميه » تشكيل داد و همگان را با تفنگ مسلح ساخت . اين مجاهدين در روز به توپ بستن مجلس از طرف « محمد عليشاه » ، در پيرامون مجلس و مدرسه « سپهسالار » با سيلاخوريان