تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 288

مساهمون:

ص٢٨٨
بخاطر مستحكم‌تر شدن نفوذ سياسىاش در دربار ، « بىبى خانم » دختر « مشير الدوله » رجل قدرتمند سياسى را به عقد او درآورد و در حدود سال 1312 قمرى بود كه مستقيما رياست اداره پستخانه را پدرش به او واگذار كرد . محسن خان امين الدوله هنگامى كه پدرش به صدارت رسيد دختر مشير الدوله را طلاق گفت و اين‌بار مصمّم شد كه با خاندان خود شاه وصلت كند و ازاين‌رو خانم « فخر الدوله » 65 دختر مظفر الدين شاه را بزنى گرفت . پدرش نيز كه اينك صدر اعظم وقت است ، او را به وزارت گمرك و وظايف اوقاف با حفظ سمت قبلى ( رياست پست ) مىگمارد . محسن امين الدوله تا سال 1315 قمرى در رأس مشاغل فوق الذكر بود و سپس از سال 1316 قمرى رئيس خزانه شد . در مدت رياست وى در خزانه ، سخنان بسيارى در مورد تقلّب در ضرب سكه و اختلاس وى از ضراب‌خانه بر سر زبانهاست . عدّه‌اى عزل « على خان امين الدوله » را از صدارت مرهون اعمال پسرش در خزانه‌دارى مىدانند . محسن خان بدرفتارى با مردم را بجايى رسانده بود كه مردم بر « اسماعيل امين الملك » برادر اتابك ، رحمت مىفرستادند . واقعهء سياهى كه براى هميشه چون لكه ننگى در پروندهء سياسى محسن خان امين الدوله ثبت است ، ماجراى تسليم كردن آزادىخواهانى است كه به خانهء وى پناهنده شده‌اند و او آنان را در اختيار نيروهاى قزاق قرار داد . ماجرا ازاين‌قرار است كه در روزى كه « محمد عليشاه قاجار » بر عليه مشروطه كودتا كرده و مجلس شوراى ملّى را به توپ مىبندد ( 1287 خ ) ، عده‌اى از سران مشروطه از جمله شادروانان « سيّد محمد طباطبايى » ، « سيد عبد اللّه بهبهانى » ، « ممتاز الدوله » ، « حاج امام جمعه خويى » ، « حاج ميرزا ابراهيم آقا تبريزى » ، « مستشار الدوله » و « حكيم الملك » كه در مجلس شورا حضور داشتند به پارك امين الدوله پناه مىبرند و محسن خان امين الدوله نيز با تلفن قزاقها را به پارك دعوت و پس از درگيرى مختصرى كه منجر به شهادت « حاج ميرزا ابراهيم آقا تبريزى » مىگردد قزاقها با ضرب و شتم و توهين سران آزادى را دستگير و به باغشاه منتقل مىكنند . محسن خان امين الدوله پس از برقرارى مشروطه در ايران و بهنگام شورش طرفداران « محمد عليشاه » مخلوع دستگير و مدّتى زندانى شده ازآنجايىكه او علنا تحت‌الحمايه روسيه تزارى بود و بيرق روسيه بر سردر منزل و پارك معروفش نصب شده بود ، در فتنهء « محمد عليشاه » توانست جان سالم بدر برد . وى هنگامى كه بر سر اراضى « لشت نشاء » با مالكين آن