عبد اللّه خان امير طهماسبى با درجهء امير تومانى رئيس گارد مخصوص احمد شاه و به لحاظ نظامى ، ما فوق رضا خان بود . پس از كودتا بدستور سردارسپه حاكم آذربايجان گرديد و در آذربايجان او موفق شد « اقبال السلطنه ماكويى » را كه اجدادى در ماكو ريشه بسته و از طايفهء شكاك بود به دوستى فريب داده به تبريز بياورد و در آنجا او را به قتل برساند .
امير طهماسبى در آذربايجان بخاطر سركوبى راهزنان و عشاير آذربايجان محبوبيت خاصى پيدا كرد و با توجه به ايجاد امنيت و آرامش براى مردم با اقبال عمومى مواجه شد و همين امر باعث سوءظن سردارسپه شد و رضا خان طى سفرى به آذربايجان او را همراه خود به تهران آورد و حاكم نظامى تهران گرديد ( 19 تير 1304 ) . برخى نيز گفتهاند كه علت سوءظن رضا خان به امير طهماسبى كشف سندى بوده كه آن سند نشان مىداده عبد اللّه خان امير لشكر شمال ، در صدد است بخلاف سردارسپه دست و پايى بكند .
در تهران امير طهماسبى تلاش فراوانى براى به قدرت رساندن سردارسپه مىنمايد و نقش يكمهرهء نظامى را براى اعمال فشار به مجلس و ساير نهادهاى مردمى ايفاء مىكند .
پس از خلع قاجاريه از سلطنت ، او مأمور اخراج « محمد حسن ميرزا » وليعهد از ايران بود كه با مهر او اثاثهء سلطنتى و دربار توقيف و مخزنها ضبط گرديد .
پس از به سلطنت رسيدن رضا شاه ، امير طهماسبى در كابينهء اوّل فروغى ( 28 آذر 1304 ) وزير جنگ شد و در همين ايّام بود كه سرلشكر امير طهماسبى براى دومين بار مورد سوءظن رضا شاه قرار گرفت :
سرلشكر امير طهماسبى پس از آن از تاريخ 10 آبان 1306 در كابينهء حاج مخبر السلطنه به وزارت فوائد عامه و تجارت منصوب شد و در همين مقام بود كه كشته شد .
روز سهشنبه 14 فروردين 1307 امير لشكر طهماسبى به اتفاق يكى دو نفر مهندس و چند نفر ديگر براى بازديد راه خرمآباد و بروجرد حركت مىنمايد . عصر آن روز در موقعى كه از گردنههاى اين راه عبور مىكردهاند در نزديكى تپه « رزان » دو فرسخى بروجرد ، غفلتا مورد شليك عدهاى ناشناس قرار مىگيرند كه در وهلهء اوّل « ايوان » نامى كه راننده امير لشكر بود به قتل مىرسد و پس از آن گلولهاى نيز به شكم امير طهماسبى اصابت مىنمايد . امير طهماسبى با حال سختى كه پهلوهاى خود را با دست محكم نگاه داشته مقدارى پياده مىرود تا به آبادى نزديك واقعه رسيده و از آنجا به بروجرد اعزام مىشود و در بروجرد براثر شدت جراحات وارده مىميرد .
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 281
مساهمون: حسن مرسلوند
ص٢٨١