تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 270

مساهمون:

ص٢٧٠
« ميرزا على هيئت در تهران و ميرزا محسن قراچه‌داغى در تبريز ، براى امير ارشد كار مىكردند ، امير ارشد به حكم « كهر كم از كبود نيست » نقشهء كودتا در سر داشت و شايد اصرار قوام السلطنه به اردوكشى به همين نظر بوده است و مسلما اگر كشته نمىشد ديوانگى مىكرد و سبب دردسر مىشد » و باز دربارهء واقعهء جنگ و كشته شدن امير ارشد مىنويسد : « [ قوس 1300 واقعهء جنگ تسوج ] امير ارشد تا دو فرسخى تبريز آمده است . . . امير ارشد حاجىلو ، هوس رياست نظام دارد . . . ميرزا على هيئت را بتهران فرستاده است ، بايد از او دلجويى كرد ، شمشيرى براى او خواستم از درجهء دوّم فرستادند و از طرف رئيس الوزراء به امير الامرائى مخاطب شد . قوام السلطنه كه بجاى مشير الدوله آمده است ، در حضورى اصرار كرد كه او را مقابل اسماعيل آقا بفرستم ، در رشادتش حرفى نيست ولى بد سر است و آشوب طلب . خواستم به كنايه رأى او را رد كنم ، ابرام كرد قبول كردم ، او را خواستم مشغول تدارك شد ، سردار عشاير برادر بزرگتر است و عاقل‌تر ، ليكن از امير ارشد احتياط مىكند . شنيدم سوارهاى امير ارشد بعضى با او همراه نيستند و اين در جنگ عيبى بزرگ است » . « مطابق نقشه [ روز 28 قوس 1300 ] جنگ شد ، دو به غروب [ مانده ] خبر قتل امير ارشد رسيد . . . به مجرد افتادن امير ارشد ، سوار قراچه‌داغى رو به ولايت آورد به‌طورىكه نعش امير ارشد به زمين ماند ، كلب على خان نعش را جمع‌آورى كرده بود . قتل امير ارشد پس از فرار كردن اكراد اتفاق افتاد ، به‌طورىكه شبهه شد در اينكه از كسان خودش تيرى به او زده باشند . سردار عشاير به تسوج رفت ، نعش برادرش را به تبريز آورد ، مردم مشايعت سردى كردند و گفته شد شرّ امير ارشد به صد هزار تومان مخارج اردو مىارزيد . اين شد نتيجهء كار چاق كنى ميرزا على هيئت و اصرار بيجاى قوام السلطنه » . و بدين‌سان پروندهء زندگانى امير ارشد حاجى علىلو در آذرماه سال 1300 در جنگ تسوج بسته شد . م : 1 - بامداد ، مهدى . شرح حال رجال ايران ، ج / 2 . 2 - مخبر السلطنه هدايت ، مهدى قلى . خاطرات و خطرات .