محمد تقى خان پسيان » ( 1300 خ ) را با اعمال قوّه قهريه داشت ، براى احتراز از خونريزى ، محمد ولى خان اسدى را به مشهد فرستاد تا طى ملاقاتى با « كلنل محمد تقى خان » از او بخواهد تا خود را تسليم كند . هرچند اسدى در اين مأموريت ناموفق بود ليكن نامش بر سر زبانها افتاد و آهستهآهسته جزء رجال سرشناس بيرجند و مشهد شد .
اسدى با كمك و تقويت « امير شوكت الملك » توانست سه دوره متوالى ( 4 و 5 و 6 ) از سيستان به وكالت مجلس شوراى ملى برگزيده شود .
وى در دور پنجم مجلس شوراى ملى ( 1304 - 1302 خ ) پايش به بازى « جمهوريت رضا خان » كشيده شد و زير ورقه طرح قانونى تبديل رژيم مشروطه به جمهورى را امضاء نمود ؛ 26 . هرچند كه اين طرح با مخالفت « مدرس » و شورش عمومى مواجه و بايگانى شد ولى به لحاظ سياسى اسدى را در صف « رضا خان » و مقابل « مدرس » قرار داد .
در جلسه تاريخى نهم آبان 1304 كه « رضا خان سردارسپه » با اعمال زور و فشار ، ماده واحدهء خلع قاجاريه از سلطنت را بتصويب رساند ، گفته مىشود كه اسدى مايل نبوده در اين جلسه شركت كند و « تيمور تاش » به او گفته بود : « شما عيال داريد ؟ اولاد داريد ؟
علاقه داريد يا نه ؟ » اسدى در پاسخ گفته بود : « ندارم » . « تيمورتاش » پرسيده بود : « آيا علم ( امير شوكت الملك ) را هم نداريد ؟ » . اسدى در جواب گفته بود : « دارم » . « تيمورتاش » مىگويد : « اگر خود حضرت اشرف ( سردارسپه ) علم را دار بزند كه چرا اسدى را انتخاب كردى شما چه خواهيد كرد ؟ » گفته بود : « علم دارم و وارد جلسه مىشوم » . بهر جهت وارد مجلس شده و رأى هم داده بود .
اسدى در سال 1304 خورشيدى بهنگام تشكيل مجلس مؤسسان جهت تغيير پارهاى از مواد قانون اساسى و تفويض سلطنت به « رضا خان » از سيستان بوكالت برگزيده شد و در شعبه ششم اين مجلس به فعاليت پرداخت .
او از سال 1305 تا 1314 خورشيدى نايبالتوليه آستان قدس رضوى شد و در مشهد اقامت گزيد . اسدى در اين پست ، گامبهگام بر نفوذ اجتماعى و سياسى خود افزود و در دل سخت « رضا شاه » رسوخ كرد . او طورى مورد توجه و علاقهء پهلوى اول قرار گرفت كه يك روز شاه در حضور عدهاى گفت : « اگر من ده نفر نوكر مثل اسدى داشتم ايران را آباد مىكردم ! » .
در مدتى كه اسدى نايبالتوليه آستان قدس رضوى بود اشخاص بسيارى از جمله :
« دادور » ، « شريف الدوله بنىآدم » ، « ظهير الملك » ، « محمود جم » ، « سيد حسن تقىزاده » و « دبير اعظم بهرامى » استاندار خراسان شدند كه همگى آنان پس از مدت كوتاهى
زندگينامه رجال و مشاهير ايران ( فارسي ) — صفحة 147
مساهمون: حسن مرسلوند
ص١٤٧