تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
قامت قيامت در قيامت در قيامت * عادت كرامت در كرامت در كرامت فطرت شهادت در شهادت در شهادت * نازد به تيغ و دست و بازويش امامت محو جمالِ دلربا آل رسولش * زيبد كند زهرا به فرزندى قبولش عباس يعنى يك جهان اخلاص و غيرت * عباس يعنى عشق و ايثار و محبت عباس يعنى جان ايمان و اخوت * عباس يعنى شمع جمع كل عترت عباس يعنى دست و شمشير ولايت * عباس يعنى كل تفسير ولايت عباس يعنى خون ثار اللّه اكبر * عباس يعنى آرزوى قلب حيدر عباس يعنى عاشق بىدست و بىسر * عباس يعنى كوثر ساقى كوثر عباس يعنى ماه عترت در مدينه * عباس يعنى آرزوهاى سكينه گل‌بوسهء حيدر به دست نازنينش * پيشانى خورشيد بر مهر جبينش دست خدا دست على در آستينش * پرورده بهر كربلا ام‌البنينش از شيرخوارى بارها قنداقه‌اش را * گردانده بر دور سر فرزند زهرا در حسن او حسن پيمبر مىدرخشد * در چشم او چشمان حيدر مىدرخشد مولا شود محو سفيدى گلويش * گويى حسين دوم زهراست رويش شمشير گويد اشجع اناس من است اين * توحيد گويد باغ احساس من است اين فردوس گويد شاخه ياس من است اين * حيدر به او نازد كه عباس من است اين پرسيدم از وى كيستى اى نور عينم * گفتا كه سقا و علمدار حسينم من نجل شير و شيرمرد نينوايم * من چشمه‌اى جوشيده از خون خدايم من شعله‌اى از نور مصباح‌الهدايم * من ماه خونين اختران كربلايم من قبله آمال خلق عالمينم * باب الكرم باب الدعاء باب‌الحسينم ماه بنى هاشم لقب عباس نامم * خورشيد آرد سجده در هر صبح و شامم صدق و صفا و عشق و ايمان را امامم * در آستان يوسف زهرا غلامم