قامت قيامت در قيامت در قيامت * عادت كرامت در كرامت در كرامت
فطرت شهادت در شهادت در شهادت * نازد به تيغ و دست و بازويش امامت
محو جمالِ دلربا آل رسولش * زيبد كند زهرا به فرزندى قبولش
عباس يعنى يك جهان اخلاص و غيرت * عباس يعنى عشق و ايثار و محبت
عباس يعنى جان ايمان و اخوت * عباس يعنى شمع جمع كل عترت
عباس يعنى دست و شمشير ولايت * عباس يعنى كل تفسير ولايت
عباس يعنى خون ثار اللّه اكبر * عباس يعنى آرزوى قلب حيدر
عباس يعنى عاشق بىدست و بىسر * عباس يعنى كوثر ساقى كوثر
عباس يعنى ماه عترت در مدينه * عباس يعنى آرزوهاى سكينه
گلبوسهء حيدر به دست نازنينش * پيشانى خورشيد بر مهر جبينش
دست خدا دست على در آستينش * پرورده بهر كربلا امالبنينش
از شيرخوارى بارها قنداقهاش را * گردانده بر دور سر فرزند زهرا
در حسن او حسن پيمبر مىدرخشد * در چشم او چشمان حيدر مىدرخشد
مولا شود محو سفيدى گلويش * گويى حسين دوم زهراست رويش
شمشير گويد اشجع اناس من است اين * توحيد گويد باغ احساس من است اين
فردوس گويد شاخه ياس من است اين * حيدر به او نازد كه عباس من است اين
پرسيدم از وى كيستى اى نور عينم * گفتا كه سقا و علمدار حسينم
من نجل شير و شيرمرد نينوايم * من چشمهاى جوشيده از خون خدايم
من شعلهاى از نور مصباحالهدايم * من ماه خونين اختران كربلايم
من قبله آمال خلق عالمينم * باب الكرم باب الدعاء بابالحسينم
ماه بنى هاشم لقب عباس نامم * خورشيد آرد سجده در هر صبح و شامم
صدق و صفا و عشق و ايمان را امامم * در آستان يوسف زهرا غلامم
سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 292
مساهمون: سيد محمد باقر برقعى
ص٢٩٢