گر حسن آفتاب بود ذرهپرورى 2139 * گر خاك شود وجود دانا 1920
گر در به رخم بندى ، كز كوى تو برخيزم 2130 * گر در همه غم با همهكس يار نبودم 1835
گر درى نيست سوى گلزارم 2816 * گر دست دهد روزى ، در زلف تو آويزم 3771
گر دوست دهد به ما پيامى ، چه شود ؟ 1092 * گر دهد خباز نان و ور دهد قصاب گوشت 3566
گر روشنى عقل شود رهبر تو 1101 * گر روى ماهرويان ، ديدن حرام باشد 3380
گر رهايى طلبى از غم نو يا كهنى 3020 * گر ز پشت پردهء اسرار ، يار آيد پديد 1008
گر ز درم آن مه دوهفته درآيد 2248 * گر ز فقر و فاقه ، گمنام نخستين زمينم 3342
گر زبانم را نمىفهمى ، نگاهم را ببين 2703 * گر زدايد زاهد از لوح دل خود كينه را 193
گر زندگى اينچنين بود ، مردن به 1994 * گر سرو بود بدين روانى 1234
گر سرو من ميان چمن قد چمان كند 890 * گر سعادت طلب كنى به جهان 1331
گر سوز عشق در دل ما رخنهگر نبود 347 * گر شبى برافشانى ، زلف عنبرافشان را 3345
گر شدم دور از حرم ، دير مغان را در زدم 3395 * گر شرح زلف تو به درازا نمىكشيد 63
گر شهرهام به شعر و سخن « صائما » به شهر 2201 * گر عزيز است آنكه در پاى تو سيم و زر فشاند 2449
گر غم نبود ، چهرهء گيتى صفا نداشت 108 * گر قسمتم شود كه ببينم لقاى تو 1046
گر قسمتم شود كه تماشا كنم تو را 3431 * گر كار جهان به چشم بينا بينى 249
گر كسى انديشه و گفتار و كردارش نكوست 1759 * گر كورهراه زندگى اين پيچوخم نداشت 3449
گر كه با من واگذارد انتخاب بوسه را 918 * گر كه چون مرغ بالوپر گيرم 2103
گر كه در اين بزمگاه تلخزبانم 1672 * گر كه قانون بد است و قاضى خوب 3924
گر گاهى از كشاكش زلفت كنم گله 3137 * گر گذرى هست و نه در كوى توست 3833
گر لالهزار عشق و گل آرزو نبود 1934 * گر لذتيست اى دل ، چشميست بر جمالى 414
گر لطف خدا تو راست شامل 940 * گر مايل ديدارى ، دم از من و ما كم زن ! 507
گر من از جور كسان بگريزمى 232 * گر نامهام نمىرسد اى گل به دست تو 1903
گر نخواهى قطع گردد هر دو دستت فى المثل 808 * گر ندارم دلبرى ، دل از غمش ويران كه دارم 1900
گرنه آن پروانه از كان گهر بيرون شود 1531 * گرنه بر قتلم كمر آن چشم آهو بسته است 204
گر نهال آرزويم بارور مىشد ، چه مىشد ؟ 3447 * گر نيست از روى جفا ، دامن ز من برچيدنت 2715
گر هجو نيست در سخن من ، ز عجز نيست 885 * گر همدمى ز حال منش باخبر كند 2557
گر همه قارنى و رستم گرد 3190 * گر يار من به بتكده روزى قدم زند 511
گر يوسف من جلوه چنين خوب نمايد 2635 * گرانى مىكند بر پاى جان ، زنجير تنهايى 2643