عقل آينهء خدانما بالذات است 1108 * عكس تو را به شيشهء دل قاب مىكنم 156
عكس روى تو چو افتاد به كاشانهء دل 2010 * علامه طباطبايى آن كاو 87
علم و اخلاق خوش نياموزى 2006 * على اكبر ! سفر كردى و رفتى 3505
عمر آن بود كه در صحبت دلدار گذشت 2538 * عمر انسان در زمانه چند سالى بيش نيست 195
عمر را پايان رسيد و يارم از در درنيامد 343 * عمر شد در طلب علم و عمل بر بادم 3785
عمر كوتاهم گذشت ، اما نياسودم دمى 3887 * عمر ما هرچند پايد ، بىگمان خواهيم رفت 873
عمرم از دست شد و بخت به سامان نرسيد 332 * عمرم گذشت و از گذرش يك نشانه ماند 2968
عمرى به هجر روى چو ماه تو سوختيم 3693 * عمرى پى مهرويان ، رفت اين دل سودايى 3986
عمرى غمت اى يار ، مرا مونس جان بود 1816 * عمرى كه بىتو اى مه نوشاد مىرود 3767
عمرى كه فنايش همه جا در اثر آيد 1834 * عمرى گذشت و راه چه بر من گران گذشت 1051
عمرى گذشت و من به تحير فرو هنوز 3387 * عمرى گذشت و يار ز حالم خبر نداشت 796
عمريست كز سراچهء دل جانم آرزوست 2097 * عنان توسن دل را به عشق بايد داد 2940
عهدى كه طفل بودم ، يادش به خير ! 233 * عيان شد روى آن ماه از نقاب ، آهستهآهسته 3465
عيد آمد و آن طفل پدرمرده گريست 1955 * عيد آمد و ما را ز غم روزه رها كرد 1033
عيد است ، سر زلف نكويان مده از دست 2647 * عيد است و بهار و نوجوانى 3256
عيد بر آن كسى مبارك باد 3015 * عيد روزى بود كه كاخ ستم 87
عيد شد ساقى بيا در گردش آور جام را 2766 * عيد يعنى چه ؟ در اين موسم ظلمانى 2568
عيش جهان نگر ! كه چو برق جهان گذشت 3649
غ
غافل ز چشمم ، آن مه نامهربان گذشت 1810 * غبار جاده چو از كوچ كاروان برخاست 976
غبار راه تو گلقطرههاى باران است 2205 * غبش ( شعر نو ) 2118
غروب بود ، غروبى غريب و وحشتناك 3710 * غروب روز بود و قرص خورشيد 2500
غروب ، مثل هميشه كلاغ و ديگر هيچ 1502 * غروبه ، قاصد كويش نيومد 3734
غريب ( شعر نو ) 1662 * غزال دشت رؤياى منى ، جهانبخش و زيبايى 1937
غفلت ( شعر نو ) 3406 * غم آمد و شادى ز دلخسته برون رفت 3274
غم اندر سينه چون موجى خروشان 893 * غم پا برون نمىكشد از خانهام هنوز 1900
غم دورى خورم و غصهء هجران تا كى ؟ 1203 * غم رخنه كرد در همه ملك وجود من 3298
غم مخور اى دل ، كه روزگار نماند 1523 * غم مخور ! ايام هجران رو به پايان مىرود 347
غم نيست عمرم ار همه در غم گذشته است 3070