سالها جمعيت دل را پريشان خواستم 3896 * سالها در آتش بىهمزبانى سوختم 133
سالها رفت كه من واله و شيدا بودم 597 * سالها رفت و خاطراتى چند 2580
سالها رفت و ز يادم نرود دوست هنوز 3306 * سالها شد كه دلم شيفتهء روى تو بود 3616
سالها من به ضرب تيشهء تيز 3087 * سالها هر شاعرى پابند زلف يار شد 1596
سالى دگر نيامده از در ز سر گذشت 788 * سالى ز من گذشته و يا گاه كمترى 647
ساليست كه از رنج تو شام و سحرم نيست 3414 * سايه افكن به سرم زان قد و بالا كه تو راست 2625
سايهها خوشبختاند ( شعر نو ) 1663 * سبز فرياد درختى ز گلوگاه زمين 1371
سبز قامت جنگل ( شعر نو ) 1102 * سبك ز خواب گران اى فسرده دم برخيز 2799
سپاه چشم تو ، از لشكر خمارانند 569 * سپاه عشق تو ملك وجود ويران كرد 2461
سپيده سرزد و در من هنوز شب جاريست 1363 * سپيده سرزد و مرغ سحر خواند 1717
سپيده سرزد و ياد تو جاى خواب گرفت 705 * سپيدهدم كه ز مشرق دميد مهر منير 1403
ستارگان ( شعر نو ) 2326 * ستارگان درخشان آسمان ادب 808
ستاره ( شعر نو ) 3293 * ستاره بىتو به چشمم شرار مىپاشد 1876
ستاره تر شد از مهتاب و خشكيد 3747
ستاره ديده فروبست و آرميد ، بيا 1879 * ستاره ، نقطهچين آسمونه 3734
ستارهام سحرى از آسمان به جام افتاد 3708 * ستارهاى چو تو را چشم آفتاب نديد 74
ستارهريز ، شبى بىستارهام كردند 459 * ستارهها عطش آكندگان خورشيدند 2030
ستم بر من اى دل چنين از چه رانى ؟ 2740 * ستوه ( شعر نو ) 3314
سحر به بوى نسيمت به مژده جان سپرم 209 * سحر چو بانگ لا زدم ، ز دل ره هوا زدم 1016
سحر چون چشم بگشودم به روى آفتابى خوش 2339 * سحر رباعى سحريست از كتاب دلم 1308
سحر كلام حيدر معجز بيان ما 3354 * سحر كه خسرو سياره ، روى خويش نمود 2561
سحرگاهان نواى عشق برخاست 839 * سحرگاهى هوا تاريك و روشن 289
سحرگه از خم دل باده در سبو كردم 3493 * سحرگه غنچه چون در باغ بشكفت 3481
سحرگه گر لطيف و دلنشين است 3923 * سحرگهان كه نسيم ، پيام يار آورد 3491
سخت است بر تباهى انسان گريستن 3110 * سخت اندوهناك و پريشم 2717
سخت مىترسد دلم از آن دو چشمان سياهش 3172 * سخره مكن به خيره ، كنشتى را 222
سخن از حسن گل و نالهء بلبل تا كى ؟ 1401 * سخن از عشق تو با باد صبا نتوان گفت 3670
سخن به كام دل آدمى چو انشا شد 3202 * سخن راز حكمت چنان سر كنند 2836