درون سينه نگنجد دلى كه من دارم 2703 * دريا نگر خروش برآورده 89
دريا نمى ز شبنم چشم تر من است 1835 * درياى باغ خلد به عالم گشادهاند 3355
درياى وجود ، جرعهنوش مولاست 88 * دريچهء دل خود را به باغ بگشاييم 3997
دريچهء طپشافروز باغ رؤيايى 80 * دريغ ( شعر نو ) 361
دريغ و درد ! زمان اسب بادپايى داشت 3652 * دريغ و درد كه بگذشت با شتاب ، شباب 1760
دريغ و درد كه دست اجل فكند به خاك 389 * دريغا جوانى چه آسان گذشت 2969
دريغا رادمردى از جهان رفت 2488 * دريغا فروبسته شد ناگهان 557
دست بلا و رنج به سختى دگر مرا 2963 * دست در حلقهء آن زلف خم اندر خم زن 2043
دستان بىروحش اگرچه جنسى از سيمان و آهن داشت 842 * دستم ار بر سر آن زلف چليپا برسد 2746
دستم اگر به دامن آن شاه مىرسيد 3684 * دستم شكست و گشت حمايل به گردنم 1540
دستها از دست تو بر دامن داور زدم 541 * دستهايى پر ز خالى پيش روست 3083
دشت آرام و آسمان آرام 2667 * دشت ، اين دشت كه ميدان من و حيرانيست 3082
دشت عريان ، همه جا درهم و خشك 68 * دعا را اهل معنى با دهان بسته مىخواند 1072
دفتر توحيد را ديباچه و عنوان على 3199 * دگر با تو اى دريا ، نمىگويم از ماندن 1746
دگرباره با روى زيبا شكوفه 884 * دگر بر درد جانم باده هم درمان نمىسازد 1899
دگر به ديده سرشك و به سينه آهم نيست 333 * دل آزرده را آخر به حال خود رها كردى 2709
دل آزردهء من شاد نگردد به مقامى 1572 * دل از دست فراقت گشت پردرد 927
دل از غم فراق تو آنى مفر نداشت 448 * دل اگر مرد ، غم عشق تو دلدار نمرد 2089
دل با تو نشست و مست برخاست 2086 * دل برده يار از من و صبر و قرار هم 1483
دل بردى از من به يغما ، اى ترك غارتگر من 2276 * دلبستهء آن زلف دلاراست هنوز 3261
دلبستهء زلف ماهروييست مرا 3262 * دل به دست آر و مباش از پى آزار كسى 2931
دل به ديده سپرديم ، خدنگى آمد 2987 * دل به زلف تو شد ، نيامد باز 222
دل به عشقت دادم و جان نيز هم 2147 * دل به ناز تو بنازم ، چه كنم ؟ 1181
دل بىتاب من بىتو ، بهاران را نمىخواهد 1750 * دل بىرنگ من از اينهمه نيرنگ گرفت 3588
دل بىساغر آن لعل ميگون 3558 * دل پنجره . . . ( شعر نو ) 3725
دل تا گريزپاست ، به سامان نمىرسد 3680 * دل تواند آگه از راز نهان سازد مرا 3068
دل چو آرام نباشد ، ز تن آرام مخواه 3833 * دل چو آرام نباشد ، ز تن آرام مخواه 216
دل حزين هزارى اسير مىسوزد 1871 * دل خاطرنوازم را ، نويد نوبهار آمد 2203
دل خود با خيال مهر رويش باصفا كردم 2161