برنيايد نفس ، چه بايد كرد ؟ 3683 * برو اى باد صبا كن گذرى ! 3578
برو اى دشمن جانم كه تو از بوالهوسانى 1156 * برو اى مرد ، برو ! از تن من دست بشوى 3123
برو « جليلى » و « بهزاد » را به كرمانشاه 615 * برو ، مرد بيدار ! اگر نيست كس 473
بريز بادهء خوشرنگ ارغوانى را 1098 * بزرگ مردا ! جاويد ، برقرار بمانى 75
بزرگ مردى ، آزادهاى ، ز دنيا رفت 880 * بزرگا ! جاودان مردا ! هشيوارى و دانايى 1975
بزرگى به داد و دهش شهره بود 2353 * بزم آرزوها ( شعر نو ) 270
بزم ادب روشن و تابنده شد 3679 * بزن سازى كه با دل سازگاره 905
بس بانگ غم و ناله به گردون شود امشب 3503 * بس در سر زلف بتان جا كردى اى دل ! 2538
بس در طلبت خورديم ، در دشت و بيابانها 413 * بس سپند اشك من در مجمر پندار سوخت 816
بس عيد بيامد و بهاران ديدى 2008 * بسكه از زخم زمانه مانده بر جانم اثر 2385
بسكه پنهان كنم فسانهء دل 2309 * بسكه خون در غمت از ديده فروريختهايم 2959
بسكه در بند من و ما ماندهايم 3225 * بسكه دل را شوق رخسار دلارايى كشد 776
بسكه ديدم همه سو آن بت هرجايى را 1029 * بسكه مىترسم از جداييها 107
بسا به خواب به دوران كودكى ديدم 3496 * بسا سكوت سرآغاز هاىهو گردد 3922
بسان غنچه ، اول رو نهفتند 3089 * بستم به زلف يار دل بىقرار خويش 3072
بستند همزمان سوى يار و ديار بار 3116 * بسته است اين در ، دلا بايد در ديگر زدن 2641
بستهام دل به سر زلف تو طناز هنوز 1631 * بسى امشب دلم بر سوزش پروانه مىسوزد 1192
بسيار چهره هست كه خوشمنظر اوفتد 2036 * بسيار ، درد سوخته از درد ، در من است 3088
بسيار زلف پرشكن و درهم اوفتد 3193 * بسيار سالها به سر خاك ما رود 62
بسيار سفر كردم و جستم خبرى باز 3399 * بشر را مردمى گر زينت فضل و هنر گردد 886
بشكست به سنگ غم اياغم 870 * بشكست سكوت شب به ناگاه 174
بشكسته پست طاقتم از بار عاشقى 896 * بشكستهدلى شكسته مىخواند نماز 3226
بشكفته چمن خانهء مهتاب ز رويش 2259 * بشكفد تا در بهاران غنچهاى بر شاخسارى 444
بشكنى اى قلم اى دست ! اگر 301 * بشكيب كه در حال ، كنون خوش باشيم 218
بشنو از عاشق دلسوخته ، صد راز امشب 3131 * بشنو اندرز من اى تازهجوان ! كاين اندرز 3846
بشنو اى محرم اسرار ! تو افسانهء ما 124 * بشنو اين پند حكيمانه و پيكار مكن 1115
بشنو ز مير قافلهات باخبر كنم 1144 * بشنو سخنى ز عمر مانده ، كمكى 1101
بعد از اين اى دوست با خشم تو عادت مىكنم 844 * بعد از اين دست من و دامن ماه دگرى 2706
بعد از اين موسم عيش است و نشاط 3497 * بعد از من اين خورشيد مىتابد 3745
بغض دردناك ( شعر نو ) 1785
بغض دلم تپش به جگر خانه مىزند 851