آزردهام ز دلبر ، هنگامه ساز كن 1655 * آسايش دو گيتى تفسير اين دو حرف است 1539
آسايش و خواب از من دلخسته گريزد 799 * آسمان از همه سر بر سر ما ريخت بلا 1338
آسمان بايد گهر در مقدم شعبان بريزد 1521 * آسمان راهزن قافلهء باران شد 2030
آسمان گر ز گريبان ، قمر آورده برون 2251 * آسودهدلى خواهم و كنجى و كتابى 3184
آشفته چو تار موى دلدارم من 2026 * آشفتهتر از زلف نگاريم در اين شهر 3468
آشنا با آشنا ، بيگانه با بيگانهايم 1690 * آشنا دلبر من مردم بيگانه را 1155
آشنايان ! اين صداى آشناست 3341 * آشنايى كرده با ما تا جداييهاى ما
1053
آشوب ( شعر نو ) 2453
آشوب عالم است عيان از نگاه او 3075 * آفاق پر از نقش و نگار است ببينيد 3819
آفتابا ! روشنىبخش اين شب ديجور را 2820 * آفتابى كز تجلى بىقرينش يافتم 3429
آفتابيم ، آتشيم ، از سوز جان ما مپرس 2263
آفريدگار ( شعر نو ) 3549
آفرين باد ! بر آن ساغر مستانه زدن 581 * آماده شو دلا ! كه به كوى رضا رويم 650
آمد آسيمهسر ، اشكريزان 1818 * آمد آن ماه كه خوانند مه انجمنش 1525
آمد به شهر ، دختر آوارهاى زده 2418 * آمد بهار ، باده مهيا كن 1538
آمد بهار خرم و دل سوگوار ماند 3418 * آمد بهار و آورد ، بوى بنفشهزاران 3245
آمد بهار و سر نزد از دشت ما گلى 825
آمد بهار و مرغ دلم را ترانه نيست 2938 * آمد خزان پيرى و فصل شباب رفت 658
آمد ز رفتهها ياد دوبارهاى 2944 * آمد و باز غمى بر غمم افزود و برفت 3260
آمدى ، آمدى ! ولى صد حيف 2648 * آمدى ! اشك به چشمانت بود 2072
آمدى با تاب گيسو ، تا كه بىتابم كنى 1854 * آمدى جانم به قربانت ، ولى حالا چرا ؟ 2109
آمدى جانم به قربانت ، ولى دير آمدى 1723 * آمدى خوبترين ، واى چه دير آمدهاى ! 3732
آميخته نيك و بد عجب مىگردد 3925 * آن آتش افروخته اندر دل آب 3902
آن آشنا با خويشتن بيگانه مىخواند مرا 1309 * آن بهار طربانگيز ز ما ياد نكرد 2598
آن بىخبر كه راه ديار هوس گرفت 2702 * آن پرىرو كه دل اهل هنر مىشكند 2372
آن پيرزن خميدهء زار 2581 * آن پيك خوشخبر كه طرب زى من آورد 1357
آن تقاضاگر كه اندر پرده است 1658 * آن جام جم و ملكت كاووس چه شد ؟ 2294
آن چشمه كه جوشد ز دل سنگ ، تويى تو 1208 * آن درختى كه دانه كشت بود 308
آن دروگر زى درختى بر درخت 3900 * آن دشمنى كه دوست نگردد دل من است 802
آن دلبر من كه آفت دوران است 1332 * آن دلى كو كه مرا محرم اسرار بود ؟ 3724
آن دلى كه دور از تو داشتم ، ز غم خون شد 3068 * آن دم كه در پهناى شب مهتاب روييد 1938
آن دو ابروى كج دوست بپيوست به هم 1114 * آن ذرهام ، كه جلوه كند در من آفتاب 2138