ناخداى باخدا
هرآنكه حاجت غمديدهاى روا بكند * خداى عزّ و جل را ، ز خود رضا بكند
سعادت است نصيبش كه در دوروزهء عمر * حذر ز فعل بد و كار ناروا بكند
نخواهد آنكه پشيمان شود در آخر كار * حساب خويشتن آن به كز ابتدا بكند
گذر ز كبر و ريا ، رو به كبريا آور * كه حاجت تو روا ، ذات كبريا بكند
ز ورطه كشتى او مىرسد به ساحل امن * چو ناخدا طلب يارى از خدا بكند
خوش آن كسى كه به دوران زندگانى خويش * اگر كه عهد ببندد به آن وفا بكند
درست حاجت او نزد حق روا گردد * كسى كه با دل بشكستهاى دعا بكند
برو به درگه حق نيمهشب كه حافظ گفت : * « دعاى نيمه شبى دفع صد بلا بكند »
به روزگار مسيحا دمى كجا باشد * كه درد خستهدلى از كرم دوا بكند
خدا كند كه على شهسوار كشور عشق * ز مرحمت نظرى سوى اين گدا بكند
كسى به روز جزا رستگار مىگردد * كه پيروى ز على شاه اوليا بكند
مس وجود دل قلب من شود ، زر ناب * اگر به من نظرى شاه اوليا بكند
بخواه آنچه كه خواهى ز حيدر صفدر * كه مرتضى نظرش كار كيميا بكند
كه غير شاه ولايت على سلونى گفت * كه لايق است كه اين گونه ادعا بكند
كسى كه همچو على مير و رهبرى دارد * چرا به راه خطا رفته و خطا بكند
شود كه حجّت حق صاحب الزّمان آيد * ز درد و محنت و غم خلق را رها بكند
شنو ز حافظ خوشنغمه ، نغمهاى « محبوب » * « دلا بسوز كه سوز تو كارها بكند »