تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 937

مساهمون:

ص٩٣٧
بود ، نگارنده نيز در آن حوزه مشاركت داشت . متأسفانه با شهادت آن علّامه « تفسير » ايشان به پايان نرسيد اما آنچه كه از نگاشته‌ها باقيمانده است ، با تحقيق و تدقيق يكى از شاگردان فاضلشان ( 1362 ه . ش ) حجت الاسلام و المسلمين جناب محمد سجادى اصفهانى ، آماده و توسط چاپخانهء وزارت ارشاد اسلامى ، با طرزى نيكو و آراسته در چهار مجلد و در حدود دو هزار صفحه چاپ و منتشر شده است . آيت‌اللّه شهيد مصطفى خمينى ، اين تفسير را در سن چهل و يك‌سالگى به زبان عربى فصيح ، به خامهء تحرير سپرده‌اند . با بحث دقيقى در هر آيهء قرآن كريم ، رموز لغوى ، صرفى ، نحوى ، شيوهء اعراب‌گذارى ، چگونگى رسم الخط و كتابت واژه‌ها ، معانى ، بيان ، بلاغت و تجويد را بيان فرموده و همچنين مفاهيم عرفانى ، حكمى ، فلسفى ، اخلاقى ، كلامى را با تذوّقى كه خاصّ ايشان بود . در قالب جملاتى زيبا و بعضا مسجّع ، با ژرف‌نگرى حيرت‌انگيزى ارائه نموده‌اند ، و در كنار آن هرجا كه لازم بوده است ، از علم اعداد و اوفاق با دانش سرشار خود خواننده را سيراب مىكنند . سپس در آخرين بخش هر مطلب ، تفسير و تأويل آيهء مباركه را با توجّه به آراى مختلفهء اهل تفسير از همهء مسالك و مشارب ارائه نموده ، و نظر مختار خويش را نيز بيان مىنمايند . تفسير او ، به زبان عربى ، و شيوهء استدلالى ، فلسفى و عرفانى ، شامل بخشى از قرآن كريم است ، كه در چهار مجلد وزيرى ، به چاپ رسيده است . از اين نوشتار تسلّط و تبحّرى ، كه استاد در زبان عربى ، و شعر و ادب پارسى ، دارند ، معلوم مىگردد . اين تفسير شامل سورهء فاتحه الكتاب و تا آيه شماره 46 سوره بقره :
« الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُمْ مُلاقُوا رَبِّهِمْ وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ »
پيش رفته است . كه در سحرگاه روز جمعهء سال 1397 ه . ق ، ماه جمادى الاول در نجف اشرف ، خود به لقاء اللّه پيوسته است .

1 . اثبات معارف قرآن :

قرآن مجيد را نمىتوان كتاب فلسفه و حكمت دانست ، كه كتاب هدايت و رستگارى است ؛ لكن معارف آن ، از زيربناى استوار فلسفى ، برخوردار است . و با عقل همسو و هماهنگ است . از اين روى ، براهين عقلى نه تنها هيچ‌گونه ناسازگارى با آيات الهى ندارند ، بلكه خود پشتوانهء معتبر و استوار و پشتيبان دايمى معارف قرآن ، در باب مبدأ ، معاد ، شناخت انسان و جهان هستند . و هرگاه كه از ناحيهء قرآن ، معرفتى القاء شود ، عقل بر آن ، برهان مىآورد . در حقيقت قرآن و برهان ، هر دو ، يك معرفت را بيان مىكنند ؛ قرآن ، اصل معرفت را مىآموزد . و عقل و برهان ، به كمك آيات مىآيند ، و آن را اثبات كرده و گرد و غبار شكّ و ترديد را از چهرهء آن مىزدايند . در آياتى از قبيل :
« جاءَ رَبُّكَ وَ الْمَلَكُ صَفًّا صَفًّا . »
« 1 »
« يَدُ اللَّهِ فَوْقَ أَيْدِيهِمْ »
و مانند آن به حسب فهم معمولى و ابتدايى ، محدوديت خداوند را مىرساند ، و با عقل ناسازگار است ، لازم است ، به معنايى برتر و لطيف‌تر كه با مسلّمات برهان ، سازگار است ، برگردانده شود . لازم به يادآورى است ، منظور از حكمت كه به اثبات معارف قرآنى كمك مىكند ، برهان واجد شرايط ، همراه با مقدّمات مسلّم غير قابل خدشه است .

2 . تبيين معارف :

در باب معارف ، قرآن كريم ، مطالب بسيار بلند و استوارى را بيان كرده است . مانند آنچه در سوره شريفه اخلاص و آيات اوّل سوره حديد ، آمده است . كه عبارتند از : « احديّت ، صمديّت ، بىهمتايى ، اوّل و آخر ، ظاهر و باطن بودن خداوند . » در قبال اين معارف ، مىتوان علاوه بر برداشت سطحى و معمولى همگانى ، به دريافت عميق‌تر ، به وسيلهء حكمت و برهان ، دست‌يافت . در آن صورت ، استدلال‌هاى عقلى ، تصويرى
هامش
( 1 ) سورهء فجر ، آيه 22 .