پانزدهم هجرى مىباشد .
مؤلّف عاليقدر آن ، از جامعيّت و تنوّع در علوم اسلامى ، به ويژه در تفسير و علوم قرآنى برخوردار مىباشند . معظمله در عرصههاى قرآنى و تدريس ، سالها مداومت داشته و از اساتيد برجستهء حوزهء علميّهء قم در فن خطابه و سخنورى مىباشند .
روش تفسيرى ايشان ، براساس فهم قرآن با قرآن مىباشد .
[ تصوير ] ازاينرو در تفسير قرآن ، از خود آيات بيشتر كمك گرفتهاند . تفسير فوق ، پيرامون سورهء فاتحة الكتاب ، مىباشد ، كه از سوى وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى در سال فوق ، به چاپ رسيده است . يقينا اين كار طليعهء تحقيقات بعدى ايشان در زمينهء تفسير و معارف قرآنى خواهد بود . « 1 »
1167 . زبدة التفاسير كاشانى [ در شرف چاپ 1417 ق ]
مؤلّف عاليقدر آن ، ملا فتح اللّه كاشانى ، صاحب تفسير معروف منهج الصادقين يكى از اعلام تفسيرى قرن دهم هجرى مىباشد .
چون تفسير « زبدة البيان » او در جايگاه خود ( قرن 10 ) از ما فوت شده بود اكنون به بهانهاى چاپ جديد اين تفسير ذيلا به معرّفى مختصر آن مىپردازيم . از مرحوم ملا فتح اللّه كاشانى ، سه تفسير مفيد بجا مانده است :
1 . منهج الصادقين ؛ 2 . خلاصه منهج الصادقين و 3 . سومين تفسير اين عالم بارع تفسير « زبدة التفاسير » است ، كه به زبان عربى بعد از آن دو تفسير و در آخر عمر نگاشته است .
اين تفسير از جهاتى قابل توجّه و اهميّت مىباشد . اوّلا بعد از آن دو تفسير و با تجربيّات نهايى نگاشته شده است .
ثانيا كه در آخر زندگى كه دوران پختگى عمر فرد حساب مىشود ، تأليف شده است .
* روش تفسيرى
زبدة التفاسير ، دورهء كامل تفسير قرآن كريم به زبان عربى است و روش تفسيرى ايشان در نقل اخبار بدينسان است ، كه نخست اخبار اهل سنّت را مىآورد و سپس روايات اهل بيت ( ع ) را ذكر مىكند و در نقل روايات اهل بيت ( ع ) ، مقيد به نقل از منابع اصلى « تفسير قمى ، عيّاشى ، تفسير منسوب به امام حسن عسكرى ( ع ) اصول كافى ، كتب صدوق » ، مىباشد و مضمون روايات را اصل در تفسير آيه قرار مىدهد .
مفسّر بزرگوار در تأليف اين اثر به تفاسير « كشّاف » از نظر نكات ادبى و معانى بلاغى و تفسير « بيضاوى » از نظر مطالب عرفانى و تحقيقات فلسفى و مطالب اخلاقى و تفسير « مجمع البيان » از نظر اختلاف قرائات ، فضيلت و خواصّ سورهها ، تناسب آيات و سور و مطالب تاريخى مراجعه دارد و از تفسير « جوامع الجامع » تنها نكاتى را كه در تفسير
هامش
( 1 ) مجلّهء بيّنات ، سال سوم ، شماره 3 ، ص 182 .